گاهی اوقات تو مجبوری که سکوت کنی!

گاهی اوقات تو مجبوری که سکوت کنی!




























































_کافه تهکوک #TK






















































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

کوک : من آبی بودم و تو خاکستریمن عشق بودم و تو نگاه اما چرا ...

تاریخ رمانی است که وجود داشته ورمان تاریخی است که میتوانست و...

گاهی حتی ابر هم از باریدَن خسته میشود‌. من که انسانم سهل است...

ما به ستاره ها نزدیک بودیم! _کافه تهکوک #TK The disease of ...

Touching the blade every morning,and kissing the wounds you ...

From the day I saw you, I fell love with your eyes. I can d...

BTS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط