ای نشسته درخیال من، فراموشم مکن

ای نشسته درخیال من، فراموشم مکن
با فراموشی و تنهایی، هم آغوشم مکن
زندگانی می کنم چون شعله با خود سوختن
زنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکن
هر چه می خواهی بکن اما فراموشم مکن
دیدگاه ها (۰)

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

dark life = 27

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁷بعد از محافظ فاصله گرفت و به سمتم اوم...

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_30فصل چهاردهم |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط