گریستم خندیدم غمگین شدم و ناامیدی بود اما هرگز چشم ب

"گریستم. خندیدم. غمگین شدم. و ناامیدی بود. اما هرگز چشم به راه نبودم چراکه هیچکس شایسته ی انتظار من نبود."
دیدگاه ها (۰)

*‌مخلوقِ پرستیدنیِ من . !*من یادم نیست چن بار چشام بسته شد و...

*بیا دستم رابگیر* *برگردیم به روزهایی که دلخوشی* *قیمت گزا...

خاورمیانه را آفرید از روی چشمان شرقی‌ات،پر آشوب، رنجورزیبا، ...

*عجب گرد و غباری به راه انداختی میان قلبم . .* *دیگر حتیٰ خ...

انتخاب راه درست خیلی مهمه

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار

اندکی دور تر خانه ایست که میسوزدو بعد خانه ی دیگر بعد خانه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط