الماس زیبای من part ⁹
الماس زیبای من part ⁹
- نه الان زبونتو نمیبرم برای معذرت خواهی از پرنسسم بهش نیاز داری(نیشخند)
تهیونگ رو صدا زدم
*بله داداش
- چاقو رو بزار داغ بشه
(رونیا از ترس زبونش بند اومده بود) اون ۲تا دخترم همش داشتن التماس میکردن و جیغ میکشیدن که ولشون کنن هه بازی تازی شروع شده چاقو داغ شد و و نزدیک رونیا شدم
~ن نههه خواهش میکنم ولم کن التماس میکنم دیگه
سمت ات نمیرم(التماس،گریه)
- یه بار بهت گفتم اسم پرنسسمو به زبونتو نیار و چاقو رو روی پاهای رونیا و کشید که زخم های سطحی و عمیق روی پاهاش نقش میبست و خون میومد رونیا هم جیغ میکشید و التماس میکرد کوک اصلا توجه نمیکرد و به کارش ادامه میداد بعد نمک پاشید روی زخم های رونیا اون هم همینجور جیغ میزد و به بادیگارد ها گفت نازک ترین شلاق هارو بردارن و 200 تا ضربه به بدن اون 2تا دختر بزنن اون ها هم بشمارند
اگه نشمردند و یا اشتباه شمردن شمارش از اول شروع میشه خودش هم نازک ترین شلاق رو برداشت و به رونیا گفت:
تا200میشماری اگه به حرفم گوش ندی اتفاق خوبی نمیفته( ترسناک،نیشخند) شروع به ضربه زدن کرد
~(جیغ و گریه )یک
~د.. دو (درد و گریه)
کوک بی رحم و محکم ضربه میزد اصلا محلت نمیداد و پشت سر هم ضربه میزد رونیا هم با جیغ و گریه میشمرد
15مین بعد
~ د... دویست (گریه)
- خب بریم سراغ مرحله بعد موهای دختر رو از پشت گرفت و چندین بار محکم زد به دیوار که از سرش خون اومد و بعد اون رو روبه روی خوش گذاشت و 10تا سیلی محکم به اون زود که گوشه لب رونیا پاره شد و خون اومد (بادیگارد ها همین کارهایی که کوک میکردن ، برای اون دوتا دختر هم انجام میدادند)
- خب بریم برای انجام کار مورد علاقم(نیشخند ، ترسناک)یه چاقوی خیلی تیز برداشتم و به سمت اون عوضی رفتم صورتشو محکم توی دستم گرفتم و به چاقو یک خط عمیق از بالا تا پایین گونش کشیدم که جیغ بنفش کشید (این زخم وقتی خوب شه جاش میمونه) گفتم :
- اینم برای اینکه همیشه یادت بمونه اذیت کردن ملکه من چه تاوانی داره (ترسناک)
(رونیا زبونشو بند اومده بود و فقطبا ترس نگاه به کوک میکرد)
ولش کردم و به بادیگارد ها هم گفتم اون ها و هم ول کنن به سمت تهیونگ رفتم و...
ادامه دارد....
از نوشته های:جئون رونا
پرنسس های من 💟 🫂 لایک و کامنت یادتون نره لطفاً باز نشر هم کنید و کامنت برام بزارید ✨💕🥹💝🎀
- نه الان زبونتو نمیبرم برای معذرت خواهی از پرنسسم بهش نیاز داری(نیشخند)
تهیونگ رو صدا زدم
*بله داداش
- چاقو رو بزار داغ بشه
(رونیا از ترس زبونش بند اومده بود) اون ۲تا دخترم همش داشتن التماس میکردن و جیغ میکشیدن که ولشون کنن هه بازی تازی شروع شده چاقو داغ شد و و نزدیک رونیا شدم
~ن نههه خواهش میکنم ولم کن التماس میکنم دیگه
سمت ات نمیرم(التماس،گریه)
- یه بار بهت گفتم اسم پرنسسمو به زبونتو نیار و چاقو رو روی پاهای رونیا و کشید که زخم های سطحی و عمیق روی پاهاش نقش میبست و خون میومد رونیا هم جیغ میکشید و التماس میکرد کوک اصلا توجه نمیکرد و به کارش ادامه میداد بعد نمک پاشید روی زخم های رونیا اون هم همینجور جیغ میزد و به بادیگارد ها گفت نازک ترین شلاق هارو بردارن و 200 تا ضربه به بدن اون 2تا دختر بزنن اون ها هم بشمارند
اگه نشمردند و یا اشتباه شمردن شمارش از اول شروع میشه خودش هم نازک ترین شلاق رو برداشت و به رونیا گفت:
تا200میشماری اگه به حرفم گوش ندی اتفاق خوبی نمیفته( ترسناک،نیشخند) شروع به ضربه زدن کرد
~(جیغ و گریه )یک
~د.. دو (درد و گریه)
کوک بی رحم و محکم ضربه میزد اصلا محلت نمیداد و پشت سر هم ضربه میزد رونیا هم با جیغ و گریه میشمرد
15مین بعد
~ د... دویست (گریه)
- خب بریم سراغ مرحله بعد موهای دختر رو از پشت گرفت و چندین بار محکم زد به دیوار که از سرش خون اومد و بعد اون رو روبه روی خوش گذاشت و 10تا سیلی محکم به اون زود که گوشه لب رونیا پاره شد و خون اومد (بادیگارد ها همین کارهایی که کوک میکردن ، برای اون دوتا دختر هم انجام میدادند)
- خب بریم برای انجام کار مورد علاقم(نیشخند ، ترسناک)یه چاقوی خیلی تیز برداشتم و به سمت اون عوضی رفتم صورتشو محکم توی دستم گرفتم و به چاقو یک خط عمیق از بالا تا پایین گونش کشیدم که جیغ بنفش کشید (این زخم وقتی خوب شه جاش میمونه) گفتم :
- اینم برای اینکه همیشه یادت بمونه اذیت کردن ملکه من چه تاوانی داره (ترسناک)
(رونیا زبونشو بند اومده بود و فقطبا ترس نگاه به کوک میکرد)
ولش کردم و به بادیگارد ها هم گفتم اون ها و هم ول کنن به سمت تهیونگ رفتم و...
ادامه دارد....
از نوشته های:جئون رونا
پرنسس های من 💟 🫂 لایک و کامنت یادتون نره لطفاً باز نشر هم کنید و کامنت برام بزارید ✨💕🥹💝🎀
- ۲.۲k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط