همیشه ڪه نباید همه چیز را گفت ،

همیشه ڪه نباید همه چیز را گفت ،
گاهے دلت مےخواهد حرف هایت را از
چشمانت بخوانند ، بغض درونت را از
صدایت بشنوند ...
همیشه ڪه نباید لبخند زد ...
گاهے دلت مےخواهد نقابت را از صورت
خسته ات بردارے و آنگاه با چشمان
واقعے ات به رویشان بخندے ،
همانقدر خسته
همانقدر واقعے 🤍
دیدگاه ها (۲۹)

تولدت مبارک، پارک جیمین؛ فرشته‌ای که با قلبی از جنس مهربانی،...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱ اگر کسی از بیرون به رابطه‌ی لیا و نام...

Destiny part 14

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط