اعتراف کن کاپیتان پارت ۸
یونگی: خیلی خب ماجرا از جایی شروع شد که ...
فکر کنم تقریباً منو جیمین از دوران سربازی آموزشی باهم آشنا شدیم نه؟
جیمین: ما اول دوست بودیم و بعد عاشق هم شدیم ، اون موقع ها باهم تمرین تیر اندازی میکردیم که یک بار با شرایط تیراندازی کردیم و ...
یونگی:(با لبخند افتخار آمیز) من بُردمش و در عوض جاییزه ...
جونکوک: ( حدس ناگهانی)بهش تجاوز کردی !
یونگی ( با نگاهی پر از فوحش های رَکیک و غیر رَکیک)
جونکوک: ببخشید خیلی فیک خوندم 😅💔
جیمین: یآاااااا نه !!!! خرگوش منحرف نخیر اون منو ....( جیمین کم کم چهرش گل انداخت کمی بامزه بود که با تصور اولین بوسه عاشقانشون چهرش حرارت میگرفت )
یونگی: من شرطم این بود که باید همو از لب ببوسیم و ... ما بعد مدتها همو از لب بوسیدیم
جونکوک: پس درواقع یونگی هیونگ اول عاشق شد؟
جیمین: هم آره و هم نه خب من اون موقع ها هم مثل الان با یونگی روی یک تخت (تخت دو طبقه) زندگی میکردم ،معمولا من کار های خصوصی جفتمون رو انجام میدادم
یونگی: خیلی عاشقانه بود احساس میکردم دوست دختر دارم اون هر روز یونیفرم منم اُتو میکرد ، دوران خیلی خوبی بود
جیمین: ما از اولم رابطه خوبی داشتیم جونکوک: ببخشید اجازه! چرا میگی داشتیییم؟؟؟؟
یونگی ناگهان لگدی به پای خارج تخت جونکوک زد و گفت
یونگی: میشه گند نزنی به احساسات من و پارتنرم
جونکوک: یآاااااا من که چیزی نگفتم جیمین اینو گفت برو تو نو بزن
یونگی : پدر سوخترو بگیرم!!!(ناگهان با صدای در همه ساکت شدند)
جین : آه ... خدایا از دست ژنرال پیر شدم !
یونگی: این دوازدهمین جلسه امنیتی این هفتست چه خبره قراره با شمال وارد جنگ بشیم؟؟؟
جین: دست رو دلم نزار نامجون فردا و پس فردا و پسون فردا هم باید سئول بمونه جلسه محرمانه با رئیس جمهور کابینه و کوفتو زهر مار.
جیمین: تو چجوری اومدی پس؟
جین: چون نامجون گفت برگردم اینجا بهتره و یه خبر خوب هم آوردم
بهمون اجازه دادن که تا مدتی توی همین پایگاه مرزی کوچیک بمونیم ! پس تا مدتی برنمیگردم پایگاه زمینی ارتش!!!
( نویسنده: برای کسایی که متوجه نشدن اعضا در قالب یک تیم کماندویی ویژه در این پایگاه هستن و پایگاه vip سرباز دیگه ای نیست)
یونگی: عالی اینجا واقعاً بهتر از پایگاه اصلی یه جورایی آزاد تریم
جین: آزاد برای چه کاری؟؟؟
جونکوک ،جیمین ،یونگی: هیچــــــــــــی...
شرط اپ پارت بعد ۲۰ کامنت
دنیای تهکوک اگه از اکسپلور میای فالو کن کیوتی(^-^
#bts #bts_army #taekook #rm #jin #suga #J_HOPE #jimin #teahyung #jk#بی_تی_اس #کیم_نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #کیپاپ #کیدراما
فکر کنم تقریباً منو جیمین از دوران سربازی آموزشی باهم آشنا شدیم نه؟
جیمین: ما اول دوست بودیم و بعد عاشق هم شدیم ، اون موقع ها باهم تمرین تیر اندازی میکردیم که یک بار با شرایط تیراندازی کردیم و ...
یونگی:(با لبخند افتخار آمیز) من بُردمش و در عوض جاییزه ...
جونکوک: ( حدس ناگهانی)بهش تجاوز کردی !
یونگی ( با نگاهی پر از فوحش های رَکیک و غیر رَکیک)
جونکوک: ببخشید خیلی فیک خوندم 😅💔
جیمین: یآاااااا نه !!!! خرگوش منحرف نخیر اون منو ....( جیمین کم کم چهرش گل انداخت کمی بامزه بود که با تصور اولین بوسه عاشقانشون چهرش حرارت میگرفت )
یونگی: من شرطم این بود که باید همو از لب ببوسیم و ... ما بعد مدتها همو از لب بوسیدیم
جونکوک: پس درواقع یونگی هیونگ اول عاشق شد؟
جیمین: هم آره و هم نه خب من اون موقع ها هم مثل الان با یونگی روی یک تخت (تخت دو طبقه) زندگی میکردم ،معمولا من کار های خصوصی جفتمون رو انجام میدادم
یونگی: خیلی عاشقانه بود احساس میکردم دوست دختر دارم اون هر روز یونیفرم منم اُتو میکرد ، دوران خیلی خوبی بود
جیمین: ما از اولم رابطه خوبی داشتیم جونکوک: ببخشید اجازه! چرا میگی داشتیییم؟؟؟؟
یونگی ناگهان لگدی به پای خارج تخت جونکوک زد و گفت
یونگی: میشه گند نزنی به احساسات من و پارتنرم
جونکوک: یآاااااا من که چیزی نگفتم جیمین اینو گفت برو تو نو بزن
یونگی : پدر سوخترو بگیرم!!!(ناگهان با صدای در همه ساکت شدند)
جین : آه ... خدایا از دست ژنرال پیر شدم !
یونگی: این دوازدهمین جلسه امنیتی این هفتست چه خبره قراره با شمال وارد جنگ بشیم؟؟؟
جین: دست رو دلم نزار نامجون فردا و پس فردا و پسون فردا هم باید سئول بمونه جلسه محرمانه با رئیس جمهور کابینه و کوفتو زهر مار.
جیمین: تو چجوری اومدی پس؟
جین: چون نامجون گفت برگردم اینجا بهتره و یه خبر خوب هم آوردم
بهمون اجازه دادن که تا مدتی توی همین پایگاه مرزی کوچیک بمونیم ! پس تا مدتی برنمیگردم پایگاه زمینی ارتش!!!
( نویسنده: برای کسایی که متوجه نشدن اعضا در قالب یک تیم کماندویی ویژه در این پایگاه هستن و پایگاه vip سرباز دیگه ای نیست)
یونگی: عالی اینجا واقعاً بهتر از پایگاه اصلی یه جورایی آزاد تریم
جین: آزاد برای چه کاری؟؟؟
جونکوک ،جیمین ،یونگی: هیچــــــــــــی...
شرط اپ پارت بعد ۲۰ کامنت
دنیای تهکوک اگه از اکسپلور میای فالو کن کیوتی(^-^
#bts #bts_army #taekook #rm #jin #suga #J_HOPE #jimin #teahyung #jk#بی_تی_اس #کیم_نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #کیپاپ #کیدراما
- ۵۸۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط