آاااای که دلم تنگ می‌شود برای تو و غرورم اجازه نمی‌دهد سر

آاااای که دلم تنگ می‌شود برای تو و غرورم اجازه نمی‌دهد سراغت را بگیرم و خوب می‌دانم دارم چقدر اشتباه می‌کنم که حالا، همین حالا که دلم دیوانه‌وار برای تو تنگ شده و گنجشک‌های سرکش خیالم، هوای شاخه‌های احساس تو را کرده، کنار می‌ایستم و وانمود می‌کنم که برایم اهمیتی ندارد کجایی، در چه حالی و داری چه کار می‌کنی...
اما مهم است، مهم است که بدانی من در شلوغ‌ترین حالات زیستنم، اولین چیزی که به آن فکر می‌کنم، تویی!
مهم است که بدانی آنقدر دوستت دارم که حوصله ندارم حتی در نبودنت، با آدم‌های دیگر ارتباط برقرار کنم و در نهایت شلوغیِ جهانم، تنها و بی‌پناه، در انتظار مانده‌ام تا تو از راه برسی و مثل روزهای اول دوستم داشته باشی...
مهم است... مهم است که بدانی همین لحظه، چقدر دلم برای تو و حرف زدنِ با تو تنگ شده!
دیدگاه ها (۰)

بى تفاوت باش و رها ؛درست مانند دریایی که با پرتاب هیچخرده سن...

ما خواستیمش یه زمانی، اما دلبر نخواست مارو،هی این در زدیم او...

من هماننفس عمیقی هستمڪـه وقتی میخواهی جانی تازه بڪَیرے ، یڪـ...

تو فقط محبوب من باشدلخواهِ دلِ تنگ و بی‌قرارِ خودم،بذار فقط ...

پینترست تلگرام و روبلاکس عزیزانم به جان خودم دلم براتون عین ...

از مدرسه متنفرم حالم از تک تک شون بهم می خوره تویی که می گی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط