و ستاره ها با آرامش سقوط میکردن.. انگار که برایِ من بودن.

و ستاره ها با آرامش سقوط میکردن.. انگار که برایِ من بودن.. هر بار که آرزو میکردم تو رو از دست ندم!














_کافه تهکوک #TK






















The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

ویولون ها می نوازند. فرشته ها گریه میکنند. من به هیچ کس اهمی...

کوک : واقعا دلت برام تنگ نشده کیم؟ ته : من حتی دلم برا اشکات...

ته : همیشه انقدر آرومی کوک؟ کوک : نه فقط وقتایی که به ستاره ...

کوک : پس من به خاطرت بزرگ میشم ژنرال. _کافه تهکوک #TK The di...

I’m the one at the sail, I’m the master of my sea, oh-ooh  م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط