به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر

به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر

به نقطه‌ای رسیده‌ام که دیگر
میلی به تعامل با آدم‌ها ندارم.
نمی‌دانم امید در من مرده است،
یا آن‌قدر زیر یوغِ ناامیدی فرسوده‌ام
که دیگر توانِ سر برآوردن ندارم.
سال‌ها با ریسمانِ پوسیده‌ی
امیدهای پوشالی خواستم پلی
بر فرازِ پرتگاهِ آرزوهایم بسازم؛
غافل از آن‌که همان پل،
پیش از آن‌که مرا به آن‌سوی
رؤیاها برساند، زیر پاهایم فرو ریخت.
اکنون دیگر میلی به نجات خویش ندارم.
خود را به دریایی سپرده‌ام که پایانش
جز بلعیده شدن نیست.
بگذار موج‌ها مرا به ژرف‌ترین
تاریکی‌ها ببرند؛
بگذار کوسه‌های ناامیدی،
آرام و بی‌شتاب، ذره‌ذره از وجودم
تغذیه کنند.
بعضی غرق‌شدگان، پیش از آن‌که
آب نفسشان را بگیرد، سال‌هاست
که در اعماقِ خویش مرده‌اند.

⌜ @rasta_3831 ༢ ⌟🍷🌊


#رسقا #غم #موسیقی
دیدگاه ها (۰)

ᴘᴀʀᴛ25

کوچه خالی بود کوچه خالیبی تو عاری از هرحس و خیالیجانم از دور...

تمام این هفت سال رنج را با خود میاندیشیدم که از نعمت مادر شد...

 بعد از آنكه حضرت على عليه السّلام را در شب 19 ماه رمضان س...

بعد از آنكه حضرت على عليه السّلام را در شب 19 ماه رمضان سال ...

بعد از آنكه حضرت على عليه السّلام را در شب 19 ماه رمضان سال ...

شاپور جورکش شاعر فسایی

ه این نگاه کردن نیستجهان را تمام شده بدانشهر را از چه می‌انب...

رهی کاوه شاعر کرمانشاهی

بعد از آنكه حضرت على عليه السّلام را در شب 19 ماه رمضان سال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط