My nurse

Part 16

(ویو نویسنده)

جئون اسلحه اش را درآورد و در انگشتش چرخواند...

همان لحظه یکی از بادیگارد ها که آن طرف تر ایستاده بود به یکی از بادیگارد های آندره شلیک کرد...

درسته جئون علامت داده بود که جنگ را آغاز کند...

همه ی نگاه ها به سمت بادیگارد زخمی رفت و اینجا برای جئون یک فرصت بود...

در یک چشم بهم زدن همه ی بادیگارد هایی که دور آندره جمع شده بودند توسط جئون کشته شدند...

+ دیگه راه فراری نداری آندره...
وقتی میخوای سرم کلاه بزاری اول باید فکر میکردی که چه عواقبی داره.(پوزخند)

بادیگارد های جئون همه ی بادیگارد های آندره را کشتند و پشت سر اربابشان ایستادند تا جئون کار خودش را انجام دهد...

جئون همان طور آرام آرام نزدیک آندره میشد و آندره۱ هم عقب عقب میرفت...

که یهو...

آندره خیلی سریع تفنگش را از پشت کمرش بیرون آورد و...
یهو به سمت جئون شلیک کرد!!

اما جئون چی؟
اون چه بلایی سرش اومد؟
باید بگم که هیچ اتفاقی برای جئون نیفتاد او جا خالی داده بود و صحیح و سالم بود...

+ اوه اوه اوه...چه غلطا!
چیه؟ نمیخوای تاوان کاری رو که کردی رو پس بدی پیر خرفت؟(پوزخند)

ادامه دارد..........👻🤡

حمایت یادتون نره قشنگا🥰😘❤️🫠

برای اینکه این چند روز نبودم منو ببخشید چون هیچ ایده ای نداشتم که رمان رو چجوری ادامه بدم و نیاز داشتم به فکر کردن معذرت میخوام دخملااااااا🫠🫤🥹 برای کم بودن پارت هم متاسفم://///
دیدگاه ها (۲۸)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ذره ای ازش هم نخو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p20بعد تایید تهیو...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

مهمونی پارت ۵۳

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

پارت آخر۱ ماه بعدکوک:الینا امشب ماموریت دارمالینا:چی.....چیک...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط