امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بودمن به محض این

امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بود،من به محض اینکه دعوا شد اومدم توی اتاقم و یه هندزفری گذاشتم توی گوشم و صدای خنده های اعضا و وکال کاور جونگ کوک رو پلی کردم و چشمامو بستم:)
دیدگاه ها (۵)

روح و جانش خسته بودنمیدانست تمام احساسی که در قلبش انبار کرد...

قلب واقعا خیلی کصخله،بابا یه کاری کرد از وسط نصف بشی دیگه طر...

ولی من اون شب انقدر گریه کردم که صب چشمام همه جارو کاملا تار...

مواظب باش پشیمون نشی:)))

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹³ سوجین: تو هم مراقب خودت باش، کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط