امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بود،من به محض این

امروز توی خونمون یه دعوای خیلی بزرگ شده بود،من به محض اینکه دعوا شد اومدم توی اتاقم و یه هندزفری گذاشتم توی گوشم و صدای خنده های اعضا و وکال کاور جونگ کوک رو پلی کردم و چشمامو بستم:)
دیدگاه ها (۵)

روح و جانش خسته بودنمیدانست تمام احساسی که در قلبش انبار کرد...

قلب واقعا خیلی کصخله،بابا یه کاری کرد از وسط نصف بشی دیگه طر...

ولی من اون شب انقدر گریه کردم که صب چشمام همه جارو کاملا تار...

مواظب باش پشیمون نشی:)))

همخونه اجباری... پارت 129"ویو پارک دوین"داشتم پرونده‌ها رو م...

فیک عشق اجباری

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط