دوانه نمودم دل فرزانهء خود را

ديوانه نمودم دل فرزانهء خود را
در عشق تو گفتم همه افسانهء خود را

غير از تو کی افروخته آن شعله بجانم
آتش نزند هيچ کسی خانهء خود را

من زنده ام آخر تو مسوزان دگری را
ای شمع مرنجان دل پروانه خود را

دل می تپد و می دود و نام تو گويد
بازا ببر اين مرغک بی لانهء خود را

1404/12/1
دیدگاه ها (۰)

رواست گر من از این غصه خون بگریم، خونسزاست گر من از این غصه،...

۱۴٠۴/۱٠/28قبل از اینکه با یکی وارد رابطه شین اول از اینکه کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط