دوانه نمودم دل فرزانهء خود را
ديوانه نمودم دل فرزانهء خود را
در عشق تو گفتم همه افسانهء خود را
غير از تو کی افروخته آن شعله بجانم
آتش نزند هيچ کسی خانهء خود را
من زنده ام آخر تو مسوزان دگری را
ای شمع مرنجان دل پروانه خود را
دل می تپد و می دود و نام تو گويد
بازا ببر اين مرغک بی لانهء خود را
1404/12/1
در عشق تو گفتم همه افسانهء خود را
غير از تو کی افروخته آن شعله بجانم
آتش نزند هيچ کسی خانهء خود را
من زنده ام آخر تو مسوزان دگری را
ای شمع مرنجان دل پروانه خود را
دل می تپد و می دود و نام تو گويد
بازا ببر اين مرغک بی لانهء خود را
1404/12/1
- ۲۶۵
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط