کی حوصله داره بخونه من نمیدونم

امروز روز کثشعری بود واقعا
بغل دستیم اینجوری بود که : سیگار کشیدی تا حالا ؟ 😱 قلیون چی؟ منی که کلا خانوادمون از این جور چیزا متنفرن😘
بغل دستیم اسمش نازنین و میشه گفت تنها آدمیه که فعلا تو مدرسه باهاش ارتباط گرفتم ولی آدم سمی به نظر میاد
زنگ هنر که رسماً فقط خط خطی کردیم
معلم مطالعات خوب بود
معلم علوممون سخت گیره ، یکی از بچه ها پرسید ساعت چنده ؟ معلم : عجله داری برو بیرون 😱 بعد هم زل زد تو چشاش🗿🙏🏻
بعد من چون تازه اومدم و هیچ کسو نمی‌شناسم دوستی ندارم همین نازنین تو سالن پیش هم بودیم دوتا از بچه های کلاسمون که نازنین رو میشناختن گفتم دوستته؟ ( منو میگفتن) نازنین گفت آره اون دوتا : سلیقتو..
اره دیگه واقعا کثشعر بود
دیدگاه ها (۳۷)

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

فیک ما فیای سرد : پارت ۲

فیک مافیای سرد part : 2

ازدواج اجباری part3ا.ت :بخاطر همین بیدارم کردیجولی: ا.ت چقدر...

"سرنوشت"p,1...تو جنگل می دویدم ..... با پاهای زخمی و موهای ب...

school secret

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط