شد، شد، نشد سکوت میکنم، پشت سرم رهاش میکنم و فاصله میگیرم

شد، شد، نشد سکوت میکنم، پشت سرم رهاش میکنم و فاصله میگیرم، اونقدر دور میشم که وجود داشتنش توهم و خیال به نظر بیاد.
دیدگاه ها (۴)

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

my teacher:ویو جنا : دامنم کوتاه بود و شومیز سفیدم چسبیده بو...

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

نام : « کافه‌ی سکوت » به انگلیسی : 𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸شخصیت های ...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓 + میشه بریم توی حیاط بازی کنیم؟خواستم ب...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط