Oblivion part : 1

شیطنت و ماجراجویی شب قبل‌، هر دوشون رو خسته کرده بود. لانا در حالی که لباس‌هاش  رو از کف سرد اتاق برمی‌داشت و دکمه‌ی پیراهنش رو می‌بست کارت ویزیتش رو از کیفش خارج کرد و روی پاتختی کنار تخت گذاشت. تن سبکش رو روی تخت کنار تهیونگ انداخت و با لبخند بهش نزدیک شد و گفت:
* دیشب خیلی بهم خوش گذشت. بهم زنگ بزن بازم می‌خوام اون شب فوق‌العاده‌ رو تجربه کنم
دستش رو به گونه‌های سرد تهیونگ رسوند و نفس‌های گرمش، پوست پسر رو لمس می‌کرد.
* تو خیلی کار بلدی قلبم رو دیشب لرزوندی فکر نمی‌کنم دیگه بتونم فراموش...
تهیونگ خودش رو از لمس و احساسات دختر آزاد و عقب رفت. از روی تخت بلند شد و درحالی که کمربند ربدوشامبرش رو سفت می‌کرد خندید
لانا در سکوت حرکات پسر رو تماشا می‌کرد که چطور دلبرانه، با انگشتانش موهاش رو مرتب می‌کنه.
تهیونگ نفس عمیقی کشید و خونسرد گفت:
_ مثل این‌که خبر نداری عزیزم
چند قدمی به جلو برداشت و چونه زاویه‌دار دختر رو در دستش گرفت و ادامه داد:
_ من با هیچ دختری بیش‌تر از یک‌بار نخوابیدم و نخواهم خوابید پس دیگه خیال‌بافی نکن که دوباره من رو داشته باشی. حالا هم هر چه زودتر وسایلت رو جمع کن و از پنت‌هاوس‌ام بزن بیرون‌‌ چون نمی‌خوام صبح قشنگم رو خراب کنی
لانا که ترسیده بود، سریع خودش رو جمع و جور کرد با آسانسور اختصاصی که فقط به خونه پنت‌هاوس کیم تهیونگ می‌رفت خودش رو به پایین‌ترین طبقه رسوند
با رفتن اون دختر سمج، تهیونگ با لبخند به طرف گرامافون گرون و با ارزشش رفت و یکی از صفحات قدیمی فرانک سیناترا رو پخش کرد.
با حال فوق‌العاده‌اش مشغول درست کردن چای اسطوخودوس شد. یکی از انواع چای معروف در فرانسه. با فنجون چای خوش‌ عطرش به لب پنجره رفت و از نمای باشکوه برج ایفل در نزدیکی‌ خونه‌اش لذت می‌برد
کیم تهیونگ تنها وارث خاندان کیم یکی از خانواده‌های پولدار در کشور کره جنوبی بود. بهتره بگیم تهیونگ یه بچه ولخرج و خوش‌تیپه. اون از خوش‌قیافه بودن خودش خبر داره و می‌دونه چطوری یه دختر خوشگل رو بعد از مهمونی‌های شبانه در کلاب‌های پاریس به خونه‌اش بکشونه البته اون قوانین خودش رو داره، هیچ‌وقت با یه دختر دو بار نمی‌خوابه. خانواده‌اش اون رو مثل بت می‌پرستن و از کودکی هر چه اون رو می‌خواست در اختیارش می‌گذاشتن به هر حال اون وارث کلی پول و ثروته بنابرين هیچ‌وقت لازم نبود که کار بکنه و پولی دربیاره، چون همیشه پول توجیبی‌های کلانی می‌گرفت و بابت خرج کردنش هم هیچ محدودیتی نداشت

های گایز اینم از پارت اول چند پارتی به اسم فراموشی لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
دیدگاه ها (۱)

Oblivion part : ۲

oblivion part : 3

جهت نظم

جهت نظم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط