چشم هایش همه آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست، به من گفت، م

چشم هایش همه آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست، به من گفت، ما هزاران کلمه باهم حرف زدیم بی آنکه واژه گفته باشیم :)
دیدگاه ها (۰)

بخدا من دارم اوضاع را خوب میکنم ولی خودت نمی‌خوای من می‌خوام...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

*چشم هایت همان کافه‌ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد☕️🦦...h...

بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمع‌کارانه در خلیج فار...

#السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان 💮چه‌حرف‌قشنگی‌میزدمیگفت:بلندترین...

قول می‌دم، حتی اگه کنار همم نباشیم، هیچ وقت فراموشتون نمی‌کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط