تو سهم دیگری بودی و من درگیر رویایت

تو سهم دیگری بودی و من درگیر رویایت
خجالت میکشم از دل، که عمری بازی اش دادم:)
دیدگاه ها (۰)

زلف های مشکی من رام دستان تو بودگیسوانم را بریدم لعنتی دیر آ...

چه آرزوها که داشتَم من و دیگر ندارم..._تا ابد بغض وسط خنده‌ه...

روزی به خودت می آیی و میبینی هر چقدر برای  بودنش جنگیدی او ب...

ولی کاش آخرِ داستان ما اینطوری تموم نمیشد. کاش حداقل یه عکسِ...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل زهی دل آفرین دل مرحبا دل

بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط