هرکدام از ما را چیزی نجات میداد

هرکدام از ما را چیزی نجات می‌داد
یکی را سفر
یکی را کتاب
یکی را گیاه
یکی را نور
یکی را ...
رنج ایجاب می‌کند به چیزی چنگ بزنیم تا احساس کنیم داریم کمتر رنج می‌کشیم، تا برای لحظات کوتاهی رنج را فراموش کنیم و به چیزهای دیگری فکر کنیم، تا بتوانیم دردناکیِ رنج را تاب بیاوریم.

با آدم‌ها مهربان باش، تو نمی‌دانی ولی شاید همین‌ لحظه از رنجی به خیابان گریخته‌اند، شاید درد عمیقی آن‌ها را ناگزیر به گریز کرده.
با آدم‌ها مهربان باش، تو نمی‌دانی درونِ آدمِ مقابلت همین لحظه که روبروی تو آرام و خونسرد ایستاده و شاید دارد لبخند می‌زند، چه زمستان سهمگینی برپاست.
تو نمی‌دانی آدم‌ها، حتی شادترین‌شان چقدر نگرانی و اندوه میان کالبد آرامش و لبخندشان پنهان کرده‌اند. تو نمی‌دانی، تو نمی‌دانی "رنجی که آدمی را ناگزیر به تظاهر و لبخند می‌کند چقدر عظیم‌تر از رنجی‌ست که آدمی را به گریه وا می‌دارد" .
و این شهر پر است
این شهر پر است از آدم‌های از درون‌غمگینی که از رنج‌هاشان به مدارا و زیستن پناه برده‌اند.

#نرگس_صرافیان_طوفان

#طبیعت #پاییز #آرامش #طبیعت_گردی #رنج #درختان #جنگل #آرامش #حس_خوب
دیدگاه ها (۲)

قزاقستان، کشور مستقل و فراقاره‌ای در آسیای مرکزی و اروپا است...

رفیق من نمیدونم چه رویایی داری، اما اهمیتی نداره مسیر رسیدن ...

بر ماست که بهشت کوچکی کنج خانه هامان بسازیم، با گیاه و شعر و...

تغییر اجباری استتغییر از تو اجازه نمی‌گیرد ووارد زندگیت می ش...

میدونید ...گاهی اوقات با خودم فکر میکنم چرا باید با ادمایی ا...

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیردسراغ یک غزل عاشقانه می‌گیردهمان ...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط