.

.


چقدر گذشتیم؛ بخشیدیم، چقدر نادیده گرفتیم
چقدر گفتیم حالا یه اشتباهی کرد، سخت نگیر
چقدر گاهی کوچیک شدیم؛ حتی چقدر گاهی
بیش از حد مهربون بودیم؛ چقدر قهر کردن رفتن
و رفتیم برشون گردونیم، چقدر دلمونو شکوندن
     و بخاطر اینکه دوستشون داشتیم، چشم رو
     کاراشون بستیم؛ چقدر گریه کردیم، ناراحت
شدیم، شکستیم، نابود شدیم و چیزی به طرف
مقابلمون نفهموندیم که مبادا اونم مثل ما بشکنه
آسیب ببینه، گریه کنه و یا حتی دقیقه‌ای دلش
بگیره؛ صرفاً بخاطرِ اینکه خیلی دوستش
داشتیم! همه‌ی این کارا رو کردیم تا نگه‌شون
داریم که بعداً شرمنده‌ی دلمون نشیم، ولی همه
...... جوره شرمنده‌ی.عقلمون.شدیم! ..‌.‌‌‌‌‌......
قاصدک
دیدگاه ها (۰)

+علت مرگ؟-خفه شد! با کلماتی که هیچ‌گاه به زبان نیاورد:)!قاصد...

#دلتنگی نه حرف حالی اش می شودنه نگاه ،نه گفتنِ مدامِ دوستت د...

هرگز نرود خواب در آن سر که خیالی دارد...قاصدک

هیس . . .حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده امبگ...

چقدر گذشتیم، بخشیدیم، نادیده گرفتیم، چقدر گفتیم حالا یه اشتب...

رمان راز ناشناخته part:21به بیرون اتاق رفتم و مامان و بابا ر...

My bloody love پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط