Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:2
ا.ت:"حالا موندم یه قاتل روانی چرا باید یه هنر و بدزده "
سنا:"نمیدونم شاید چون ارزشمند بوده"
ا.ت:"شاید"
×"قربان "
جونگ هون:"بله"
×"مثل اینکه قاتل یه سلاح نداشته شاید دو یا سه تا اخه یکی از سلاحاش رو گردن قربانی دوم مونده "
جوگ هون:"چاقو رو اروم بردار و اثر انگشتشو با اونی که همکارت پیدا کرده مقایسه کن "
×"چشم"
سنا:"ا.ت بهمون گفتن که فعلا برگردیم ایستگاه خبرگذاری"
ا.ت:"باشه بریم "
..........
●"خب گذارشت عالی بود ا.ت فعلا خبر خواسی نیست میتونید برین خونه هاتون اگه خبری شد خبرتون میکنم"
همه:"باشه ممنون "
رفتیم خونه هامون منو سنا باهم زندگی میکنیم خودمو پرت کردم رو کاناپه
ا.ت:"دیدن اون صحنه ها حال آدمو بد میکنه"
سنا:"اره واقعا خیلی بد بود بیچاره ها "
ا.ت::کار کی میتونه باشه "
سنا:"نمیدونم ولی کاری هرکی که هست قلبش سنگه سنگه چطور دلش میاد اینکارو کنه"
ا.ت:"مردم سنگ دل شدن حالا اولشه معلوم نیست از این به بعد قراره چی بشه"
...........
زینگ زینگ .....زینگ زینگ .....زینگ زینگ
ا.ت:"سنااااا"
سنا:"هان"
ا.ت:"پاشو درو باز کن ببین کیه "
سنا:"اوکی"
درو باز کرد و
سنا:"ا.ت ... ا.ت بلند شو باید بریم"
ا.ت:"کجا چرا"
سنا:"باید گذارش بدیم چند نفر هستن که پلیس فکر میکنه اونا مجرمن"
ا.ت:"باشه بزن بریم وایسا اماده شم"
..........
ا.ت:"ادامه اخبار قتل سلام دوباره خبر های جدیدی به دستمون رسیده اثر انگشتهایی که در محل جرم پیدا شدند "
ا.ت:"باهم یکی نیستند اما هر دو در مکان های حساس یافت شده اند اثر انگشت اول درست کنار دیواری که ان هنر ارزشمند قرار داشت"
ا.ت:"و اثر انگشت دوم روی چاقویی که قاتل در محل قتل جا گذاشته بود و گفته میشود که این جرم کار یک نفر نیست در واقع"
ا.ت:"در این قتل دو نفر دست داشته اند یکی قاتل و یکی دزد و احتمال داده میشود که نفر سومی هم وجود داشته باشد "
ا.ت:"و همچنان پلیس به ۵ نفر مشکوک است نفر اول کیم مین سوک سازنده سلاح های سرد مانند چاقو قمه و ...."
ا.ت:نفر دوم پارک ته مین یک مجرم سابقه دار که یک سال پیش آزاد شده و نفر سوم هان ته سوک یک سارق حرفه ایه "
ا.ت:"تحت تعقیب نفر چهارم کیم تهیونگ یک هنرمند مشکوک و نفر پنجم لی سوهو که چندین بار پیشنهاد خرید ان هنر را با قیمت بالایی"
ا.ت:"را داده بود اما مجرم اصلی مشخص نیست و مشکوک ترین افراد در بین این پنج نفر لی سوهو.کیم مین سوک.و پارک ته مین هستند"
ا.ت:"اما ما همچنان به ها ته سوک و کیم تهیونگ مشکوک هستیم پس همراه با پلیس به محل سکونت ان رفته و با حکمی که "
ا.ت:"پلیس در دست دارد خانه ان را خواهیم گشت پس با ما همراه باشید "
........
سنا:"ا.ت من استرس دارم "
ا.ت:"نداشته باش آلن فقط میریم یه گشت میزنیم میایم بیرون چیزی نیست خب"
سنا:"اوهوم باشه"
پلیس درو زد که بعد چند مین در باز شد و یه پسر قدم بلند و خوشتیپ جلو در ظاهر شد
تهیونگ:"بفرمایید"
رفتیم داخل
ا.ت:"دوربینو روشن کن"
-"باشه"
روشنش کرد و
ا.ت:"سلام به همه ی همونطور که گفتیم ما الان به همراه نیروی پلیس در خانه کیم تهیونگ هستیم و ایشون هم الان کنار ما هستند "
ا.ت:"آقای کیم مایلید یه مصاحبه کوچیک داشته باشیم"
تهیونگ:"بله"
ا.ت:"خب اقای کیم شما میدونید که جزو مشکوکین هستید نظرتون درباره این موضوع چیه"
تهیونگ:"خب پلیس به من مشکوکه اما من کاری نکردم و نقشی تو این موضوع ندارم پس هرچقدر میخواین بگردین به هر حال "
تهیونگ "چیزی پیدا نمی کنید"
ا.ت"که اینطور پس میتونیم بگردیم؟"
تهیونگ:"بله"
شروع کردیم به گشتن تو خونه با پلیس که
/"امم قربان اینجا چندتا نقاشی هست"
رفتیم داخل اتاق و با یه اتاق پر از نقاشی رو به رو شدیم
جونگ هون:"اینجا چه خبره"
تهیونگ:"خب خودتون میدونید من هنرمندم اینام نقاشیامن"
جونگ هون:"خیل خب"
داشتیم از نقاشیا فیلم میگرفتیم و نگاشون میکردیم که چشمم خورد به یه نقاشی که به نظر میومد تازه گشیده باشنش رنگای
روشم کامل خشک نشده بود رفتم سمتش
ادامه دارد.......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
''زیر سایه ی هنر ''
Part:2
ا.ت:"حالا موندم یه قاتل روانی چرا باید یه هنر و بدزده "
سنا:"نمیدونم شاید چون ارزشمند بوده"
ا.ت:"شاید"
×"قربان "
جونگ هون:"بله"
×"مثل اینکه قاتل یه سلاح نداشته شاید دو یا سه تا اخه یکی از سلاحاش رو گردن قربانی دوم مونده "
جوگ هون:"چاقو رو اروم بردار و اثر انگشتشو با اونی که همکارت پیدا کرده مقایسه کن "
×"چشم"
سنا:"ا.ت بهمون گفتن که فعلا برگردیم ایستگاه خبرگذاری"
ا.ت:"باشه بریم "
..........
●"خب گذارشت عالی بود ا.ت فعلا خبر خواسی نیست میتونید برین خونه هاتون اگه خبری شد خبرتون میکنم"
همه:"باشه ممنون "
رفتیم خونه هامون منو سنا باهم زندگی میکنیم خودمو پرت کردم رو کاناپه
ا.ت:"دیدن اون صحنه ها حال آدمو بد میکنه"
سنا:"اره واقعا خیلی بد بود بیچاره ها "
ا.ت::کار کی میتونه باشه "
سنا:"نمیدونم ولی کاری هرکی که هست قلبش سنگه سنگه چطور دلش میاد اینکارو کنه"
ا.ت:"مردم سنگ دل شدن حالا اولشه معلوم نیست از این به بعد قراره چی بشه"
...........
زینگ زینگ .....زینگ زینگ .....زینگ زینگ
ا.ت:"سنااااا"
سنا:"هان"
ا.ت:"پاشو درو باز کن ببین کیه "
سنا:"اوکی"
درو باز کرد و
سنا:"ا.ت ... ا.ت بلند شو باید بریم"
ا.ت:"کجا چرا"
سنا:"باید گذارش بدیم چند نفر هستن که پلیس فکر میکنه اونا مجرمن"
ا.ت:"باشه بزن بریم وایسا اماده شم"
..........
ا.ت:"ادامه اخبار قتل سلام دوباره خبر های جدیدی به دستمون رسیده اثر انگشتهایی که در محل جرم پیدا شدند "
ا.ت:"باهم یکی نیستند اما هر دو در مکان های حساس یافت شده اند اثر انگشت اول درست کنار دیواری که ان هنر ارزشمند قرار داشت"
ا.ت:"و اثر انگشت دوم روی چاقویی که قاتل در محل قتل جا گذاشته بود و گفته میشود که این جرم کار یک نفر نیست در واقع"
ا.ت:"در این قتل دو نفر دست داشته اند یکی قاتل و یکی دزد و احتمال داده میشود که نفر سومی هم وجود داشته باشد "
ا.ت:"و همچنان پلیس به ۵ نفر مشکوک است نفر اول کیم مین سوک سازنده سلاح های سرد مانند چاقو قمه و ...."
ا.ت:نفر دوم پارک ته مین یک مجرم سابقه دار که یک سال پیش آزاد شده و نفر سوم هان ته سوک یک سارق حرفه ایه "
ا.ت:"تحت تعقیب نفر چهارم کیم تهیونگ یک هنرمند مشکوک و نفر پنجم لی سوهو که چندین بار پیشنهاد خرید ان هنر را با قیمت بالایی"
ا.ت:"را داده بود اما مجرم اصلی مشخص نیست و مشکوک ترین افراد در بین این پنج نفر لی سوهو.کیم مین سوک.و پارک ته مین هستند"
ا.ت:"اما ما همچنان به ها ته سوک و کیم تهیونگ مشکوک هستیم پس همراه با پلیس به محل سکونت ان رفته و با حکمی که "
ا.ت:"پلیس در دست دارد خانه ان را خواهیم گشت پس با ما همراه باشید "
........
سنا:"ا.ت من استرس دارم "
ا.ت:"نداشته باش آلن فقط میریم یه گشت میزنیم میایم بیرون چیزی نیست خب"
سنا:"اوهوم باشه"
پلیس درو زد که بعد چند مین در باز شد و یه پسر قدم بلند و خوشتیپ جلو در ظاهر شد
تهیونگ:"بفرمایید"
رفتیم داخل
ا.ت:"دوربینو روشن کن"
-"باشه"
روشنش کرد و
ا.ت:"سلام به همه ی همونطور که گفتیم ما الان به همراه نیروی پلیس در خانه کیم تهیونگ هستیم و ایشون هم الان کنار ما هستند "
ا.ت:"آقای کیم مایلید یه مصاحبه کوچیک داشته باشیم"
تهیونگ:"بله"
ا.ت:"خب اقای کیم شما میدونید که جزو مشکوکین هستید نظرتون درباره این موضوع چیه"
تهیونگ:"خب پلیس به من مشکوکه اما من کاری نکردم و نقشی تو این موضوع ندارم پس هرچقدر میخواین بگردین به هر حال "
تهیونگ "چیزی پیدا نمی کنید"
ا.ت"که اینطور پس میتونیم بگردیم؟"
تهیونگ:"بله"
شروع کردیم به گشتن تو خونه با پلیس که
/"امم قربان اینجا چندتا نقاشی هست"
رفتیم داخل اتاق و با یه اتاق پر از نقاشی رو به رو شدیم
جونگ هون:"اینجا چه خبره"
تهیونگ:"خب خودتون میدونید من هنرمندم اینام نقاشیامن"
جونگ هون:"خیل خب"
داشتیم از نقاشیا فیلم میگرفتیم و نگاشون میکردیم که چشمم خورد به یه نقاشی که به نظر میومد تازه گشیده باشنش رنگای
روشم کامل خشک نشده بود رفتم سمتش
ادامه دارد.......
<<هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند>>
''زیر سایه ی هنر ''
- ۴۶۶
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط