اربعین حسینی

ای برادر پاشو خواهرت رسیده

اومد اما از غم تو قد خمیده

پاشو زینب رسیده کنار تو کنار تو

آب آورده برای مزار تو مزار تو

دل خواهر شده بی قرار تو قرار تو

ای گل پرپرم وای، پسر مادرم وای

دلبر بی سرم وای

جای گریه موج خون توی چشامه

روی قلبم زخم خاطرات شامه

وقتی لب هات روی نیزه غزل خون شد

دل خواهر برای تو پریشون شد

چوب محمل شکست و پر از خون شد

خسته بال و پرم وای خاکی شد چادرم وای

بسته بال پرم وای، خونی معجرم

اومدم از روزهای اشک ربابه

اومدم از شب های سرد خرابه

پاشو داداش یه فکری به حالم کن

از روزهای اسیری سوالم کن

برای داغ رقیه حلالم کن

جون پر تبم وای، اومده بر لبم وای

من همون زینبم وای
دیدگاه ها (۲)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

فصل دومپارت پنجم | اولین قرار واقعیخورشید کم‌کم بالاتر آمده ...

پیوند خون و اختیارپارت ۱۲ | پیوندی فراتر از خونسکوت سنگینی ا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

professor Riddle, p36

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط