Forbidden Moon
Forbidden Moon
اسم:: forbidden moon
معنی:: ماه ممنوعه
ژانر: گرگینه | عاشقانه | درام | رازآلود | فانتزی | اکشن | اس*مات
تعداد پارتها:: ۵۰ پارت
شخصیتها::
جونگکوک | 28 ساله رهبر قبیله گرگینهها. یه مرد سرد، کمحرف و مرموز که هیچکس نمیتونه بفهمه واقعاً توی سرش چی میگذره.
لیا | 22 ساله یه دختر لجباز، کنجکاو و شجاع که با اومدن به یه دهکده عجیب، زندگیش کاملاً زیر و رو میشه.
آرا | 24 ساله دختری مرموز که انگار جواب خیلی از سؤالهای لیا رو میدونه.
تائهجون | 29 ساله دست راست جونگکوک؛ جدی، منطقی و همیشه حواسش به امنیت قبیلهست.
ها-جین | 27 ساله پزشک قبیله؛ مهربون، آروم و قابل اعتماد.
مینسو | 26 ساله دوست صمیمی جونگکوک؛ شوخطبع و کسی که همیشه میتونه لیا رو بخندونه.
کایروس | 31 ساله رهبر گروهی مرموز که با اومدنش، همهچیز به هم میریزه.
---
خلاصه داستان::
لیا فقط میخواست یه زندگی آروم داشته باشه...
اما از همون روزی که وارد یه دهکده دورافتاده شد، همهچیز عوض شد.
مردم اونجا یه جوری رفتار میکنن انگار همه یه راز مشترک دارن؛ رازی که فقط از لیا پنهون شده.
یه قانون عحیب بینشون بود::
«هیچ انساتی حق ورود به قلمرو رو نداره»
وسط همه اون اتفاقای عجیب، جونگکوک همیشه یه قدم از اون جلوتره؛ یه مرد مرموز که معلوم نیست دشمنه یا کسی که قراره ازش محافظت کنه.
هرچی لیا بیشتر دنبال حقیقت میگرده، بیشتر توی دنیایی گیر میافته که راه برگشتی ازش نیست...
---
"بعضی رازها نباید فاش بشن... ولی وقتی حقیقت دنبالت بیاد، دیگه راه فراری نداری."
Forbidden Moon
خب خب همون طور که گفتم یه تغییراتی توش ایجاد کردم
این فیک با فیک هایی که تا الان خوندین فرق داره🌚
امیدوارم خوشتون بیاد✨
نظرتونو راجبش بگین💅✨
بگین خوبه یا بد ژانرش چطوره؟
شرط پارت اول و دوم:
60 لایک
15 بازنشر
5 فالوور
اگه تا فردا اینو برسونید چهار پارت میزارم🌚
#رمان#داستان#فیک#فیکشن#کمپانی_ویکتور#جونگکوک#جیمین#یونگی#جین#نامجون#تهیونگ
اسم:: forbidden moon
معنی:: ماه ممنوعه
ژانر: گرگینه | عاشقانه | درام | رازآلود | فانتزی | اکشن | اس*مات
تعداد پارتها:: ۵۰ پارت
شخصیتها::
جونگکوک | 28 ساله رهبر قبیله گرگینهها. یه مرد سرد، کمحرف و مرموز که هیچکس نمیتونه بفهمه واقعاً توی سرش چی میگذره.
لیا | 22 ساله یه دختر لجباز، کنجکاو و شجاع که با اومدن به یه دهکده عجیب، زندگیش کاملاً زیر و رو میشه.
آرا | 24 ساله دختری مرموز که انگار جواب خیلی از سؤالهای لیا رو میدونه.
تائهجون | 29 ساله دست راست جونگکوک؛ جدی، منطقی و همیشه حواسش به امنیت قبیلهست.
ها-جین | 27 ساله پزشک قبیله؛ مهربون، آروم و قابل اعتماد.
مینسو | 26 ساله دوست صمیمی جونگکوک؛ شوخطبع و کسی که همیشه میتونه لیا رو بخندونه.
کایروس | 31 ساله رهبر گروهی مرموز که با اومدنش، همهچیز به هم میریزه.
---
خلاصه داستان::
لیا فقط میخواست یه زندگی آروم داشته باشه...
اما از همون روزی که وارد یه دهکده دورافتاده شد، همهچیز عوض شد.
مردم اونجا یه جوری رفتار میکنن انگار همه یه راز مشترک دارن؛ رازی که فقط از لیا پنهون شده.
یه قانون عحیب بینشون بود::
«هیچ انساتی حق ورود به قلمرو رو نداره»
وسط همه اون اتفاقای عجیب، جونگکوک همیشه یه قدم از اون جلوتره؛ یه مرد مرموز که معلوم نیست دشمنه یا کسی که قراره ازش محافظت کنه.
هرچی لیا بیشتر دنبال حقیقت میگرده، بیشتر توی دنیایی گیر میافته که راه برگشتی ازش نیست...
---
"بعضی رازها نباید فاش بشن... ولی وقتی حقیقت دنبالت بیاد، دیگه راه فراری نداری."
Forbidden Moon
خب خب همون طور که گفتم یه تغییراتی توش ایجاد کردم
این فیک با فیک هایی که تا الان خوندین فرق داره🌚
امیدوارم خوشتون بیاد✨
نظرتونو راجبش بگین💅✨
بگین خوبه یا بد ژانرش چطوره؟
شرط پارت اول و دوم:
60 لایک
15 بازنشر
5 فالوور
اگه تا فردا اینو برسونید چهار پارت میزارم🌚
#رمان#داستان#فیک#فیکشن#کمپانی_ویکتور#جونگکوک#جیمین#یونگی#جین#نامجون#تهیونگ
- ۱.۹k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط