عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریخت

عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبر رفت و دانش بگریخت
این واقعه هیچ‌دوست دستم نگرفت
جز دیده که هرچه داشت در پایم ریخت
دیدگاه ها (۱)

تا با خودم از هر دو جهان بیرونمچون بی خودم از هر دو جهان افز...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

BROKEN RULES | part 12صبح روز بعد...جونگ‌کوک هنوز وارد مدرسه...

چند پارتی پارت ۴ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیباران آرامی می‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط