عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت

عشق آمد و گردِ فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبر رفت و دانش بگریخت
این واقعه هیچ‌دوست دستم نگرفت
جز دیده که هرچه داشت در پایم ریخت
دیدگاه ها (۱)

تا با خودم از هر دو جهان بیرونمچون بی خودم از هر دو جهان افز...

نمی‌دانم چه حکمتی بود که میان من و دیدنت این همه فاصله کاشت...

part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط