صـدآی، نفسـ‌هہ‏‏آی سـنگین زمـآن رآ بر دوشـ خآطـرآتمـ حسـ

صـدآی، نفسـ‌هہ‏‏آی سـنگین زمـآن رآ بر دوشـ خآطـرآتمـ حسـ مـیکنمـ.
بر روی هہ‏‏مـگی‌شـآن لآیهہ‏‏‌آیی آز جنسـ فرآمـوشـی کشـیدهہ‏‏ شـدهہ‏‏ و بوی کهہ‏‏نگی و رطـوبت فضـآ رآ آجر هہ‏‏آی نمـنآک و غمـزدهہ‏‏‌ی دیوآر رآ نیز تآ مـرز جنون بردهہ‏‏،
آمـآ دمـ بر نمـی آوردند.
فریآدی مـی‌کشـد کهہ‏‏ ذهہ‏‏ن آشـفتهہ‏‏‌آشـ رآ بهہ‏‏ سـکوتی نیمـهہ‏‏ جآن دعوت کند آمـآ مـگر مـهہ‏‏مـآنآن نآخوآندهہ‏‏ رهہ‏‏آیشـ مـی‌کنند.
آرنجشـ رآ آز مـیز چوبی جدآ مـی‌کند سـکوت آتآق لحظـهہ‏‏‌آیی کوتآهہ‏‏ شـکسـتهہ‏‏ مـی‌شـود و سـپسـ هہ‏‏مـهہ‏‏ چیز آرآمـ مـی‌گیرد؛ بهہ‏‏ گمـآنمـ در آن آتآق خیآل مـرگ خفتهہ‏‏ بود.
دیدگاه ها (۰)

زیبآییِ چشـمـ‌هہ‏‏آیی کهہ‏‏ حتی برآی مـن نبودند.

برای تو؛چیزهای زیادی نوشتم،اما آنچه هرگز در کلمات جا نشد،دلت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط