𝐌𝐘 𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍
𝐌𝐘 𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏
فصل اول: اولین برخورد
صبحی شلوغ در سئول بود. سوا مثل همیشه با عجله از مزونش خارج شد؛ امروز باید پارچههای سفارشی جدید را تحویل میگرفت. زیر لب غر میزد که اگر دیر برسد، تمام برنامههایش به هم میریزد.
همان لحظه، یک خودروی مشکی لوکس جلوی او ترمز کرد.
ـ «حواست کجاست؟!»
سوا اخم کرد و بدون اینکه بداند راننده چه کسی است، جواب داد: ـ «من؟ شما وسط خیابون ترمز کردی!»
درِ عقب ماشین باز شد. مردی با کتوشلوار مشکی، قد بلند و چهرهای آرام از ماشین پیاده شد. نگاهش سرد بود، اما لحنش کاملاً کنترلشده.
ـ «مشکلی پیش اومده؟»
سوا با ناراحتی گفت: ـ «بله، ماشینتون نزدیک بود منو بزنه!»
مرد فقط چند ثانیه به او خیره شد؛ نه عصبانی شد، نه توضیحی داد.
ـ «راننده، حرکت کن.»
ماشین دور شد و سوا با حرص زیر لب گفت: «چه آدم مغروری...»
اما هیچکدامشان نمیدانستند که همان شب، دوباره روبهروی هم قرار میگیرند... و این بار، اتفاقی میافتد که مسیر زندگی هر دویشان را برای همیشه تغییر میدهد.
شرطارو رسوندین اما دلم نیومد نزارم پارت.
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏
فصل اول: اولین برخورد
صبحی شلوغ در سئول بود. سوا مثل همیشه با عجله از مزونش خارج شد؛ امروز باید پارچههای سفارشی جدید را تحویل میگرفت. زیر لب غر میزد که اگر دیر برسد، تمام برنامههایش به هم میریزد.
همان لحظه، یک خودروی مشکی لوکس جلوی او ترمز کرد.
ـ «حواست کجاست؟!»
سوا اخم کرد و بدون اینکه بداند راننده چه کسی است، جواب داد: ـ «من؟ شما وسط خیابون ترمز کردی!»
درِ عقب ماشین باز شد. مردی با کتوشلوار مشکی، قد بلند و چهرهای آرام از ماشین پیاده شد. نگاهش سرد بود، اما لحنش کاملاً کنترلشده.
ـ «مشکلی پیش اومده؟»
سوا با ناراحتی گفت: ـ «بله، ماشینتون نزدیک بود منو بزنه!»
مرد فقط چند ثانیه به او خیره شد؛ نه عصبانی شد، نه توضیحی داد.
ـ «راننده، حرکت کن.»
ماشین دور شد و سوا با حرص زیر لب گفت: «چه آدم مغروری...»
اما هیچکدامشان نمیدانستند که همان شب، دوباره روبهروی هم قرار میگیرند... و این بار، اتفاقی میافتد که مسیر زندگی هر دویشان را برای همیشه تغییر میدهد.
شرطارو رسوندین اما دلم نیومد نزارم پارت.
- ۶۸۶
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط