من گناه ميكنم او اشک ميريزد

من گناه ميكنم او اشک ميريزد
من اشتباه ميكنم او شرمسار ميشود
من به او بدی ميكنم او پير ميشود
آری او مادر است نميتواند مهربان نباشد......
دیدگاه ها (۰)

ولی هیچ مردیهیچ وقت به آغاز قصه برنگشتبه لبخندم اعتماد نکنزخ...

دل ز تن بردی و در جانی هنوزدردها دادی و درمانی هنوزقطعه‌ی بر...

بچه که بودم آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، ...

یه نفر هم که پیدا میشه تو تلویزیون یه تشر به اوضاع افتضاح بر...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط