شب
p⁷⁹
ج. اینا برای توعه
ات از جیمین گل ها رو گرفت و اونا رو بو کرد و کنار میزش گذاشت
ات. خیلی خوشبوعه
ج. گلای من بهتره
ات. از گلای کی بهتره
ج. خودت میدونی نیازی نمیبینم اسمشو بگم
ات. چرا دوسش نداری
ج. چون ما مردا خیلی خوب همدیگه رو میشناسیم
ات . و تو چه شناختی ازش داری بهم بگو
ج. این که اون برای منافع خودش بهت نزدیک میشه و این که
۹۰ درصد پسرا و مردا بهت نزدیک میشن تا باهات برن رابطه این فقط برای تو شامل نیس برای همه دخترا و دوستی های پسرونه و دخترونه شامل میشه
من خیلی شاهد این موضوع بودم و فردریک هم یکی از اوناس
ات. سموکین بهت خیلی میاد
جیمین خیلی جدی داشت بهش چیزی تعریف میکرد ولی ات دلش نخواسته که این موضوع رو بیشتر از این کشش بده
ات. بعد این که تو گفتی باهاش زیاد در ارتباط نباشم دیگه باهاش حرف نزدم میتونه خیالت از این بابت راحت باشه
ج. من خیالم از طرف تو کاملا راحته
ات. بریم ؟
ج. ارع
اون دو سمت مکان مورد نظرشون حرکت کردن و چندمین بعد هم رسیدن اون دو زیر اون همه نور و فلش هایی که تند تند ازشون عکس گرفته میشد مونده بودن و لبخند میزدن این که اونا دست تو دست هم بودن دیگه پاسخ گوی همه چیز بود و اون انگشتری که توی دست ات برق میزد و خودشو نمایان میکرد
بیشترین تیتراژ ها در مورد اون دو قرار بود بشه توی فضای مجازی توی مجله های هفتگی سلبریتی ها
اونا اونا بعد چند تا عکس که به خبرنگار ها داده بودن به داخل سالن رفتن و نشستن
نیمه های شب بود که اونا جایزه هاشون رو گرفته بودن و به خونه برگشته بودن
ات به اتاق خودش رفته بود و جیمین هم به اتاق خودش
هر کی توی اتاق خودش بود و ات بعد این که لباس هاشو عوض کرد و میکاپشو پاک کرد
از اتاقش بیرون رفت و سمت اتاق جیمین رفت
در رو زد و با صدایی که از پشت در اومد در رو باز کرد
ات. بیام
ج. اره بیا
جیمین در حالی که گوشی دست بود و به اینور اونور نگا میکرد جواب ات رو داد
ات. من میخوام حرف بزنم باهات
جیمین روی تخت صاف نشست و با دستش به ات نشون داد که کنارش بشینه
ات توی تخت رفت و رو به روی جیمین نشست
ج. چی شده
ات. من میخوام بگم که الان ممکنه از فروش مارکت و محبوبیتش بین مردم کره واسه من کم بشه
و این که من دوس ندارم حرفای اونا یا هر چیزی که در مورد منو تو به ما میگن روی ما تاثیر بدی بزاره
من میخوام یه زندگی نرمال
داشته باشم مثل یه آدم عادی توی این زمین دوس ندارم هر کاری هر کاری که میکنیم توی چشم اونا باشه میخوام دور از چشم اونا باشه بدون این که توی رسانه هاشون تو پیج هاشون باشه زندگی کنم باهات نمیخوام تاثیری داشته باشه اونا توی زندگی ما
جیمین با یه لبخند جواب ات رو داد
ج. منم همین رو میخوام شاید ممکنه منو تو
ج. اینا برای توعه
ات از جیمین گل ها رو گرفت و اونا رو بو کرد و کنار میزش گذاشت
ات. خیلی خوشبوعه
ج. گلای من بهتره
ات. از گلای کی بهتره
ج. خودت میدونی نیازی نمیبینم اسمشو بگم
ات. چرا دوسش نداری
ج. چون ما مردا خیلی خوب همدیگه رو میشناسیم
ات . و تو چه شناختی ازش داری بهم بگو
ج. این که اون برای منافع خودش بهت نزدیک میشه و این که
۹۰ درصد پسرا و مردا بهت نزدیک میشن تا باهات برن رابطه این فقط برای تو شامل نیس برای همه دخترا و دوستی های پسرونه و دخترونه شامل میشه
من خیلی شاهد این موضوع بودم و فردریک هم یکی از اوناس
ات. سموکین بهت خیلی میاد
جیمین خیلی جدی داشت بهش چیزی تعریف میکرد ولی ات دلش نخواسته که این موضوع رو بیشتر از این کشش بده
ات. بعد این که تو گفتی باهاش زیاد در ارتباط نباشم دیگه باهاش حرف نزدم میتونه خیالت از این بابت راحت باشه
ج. من خیالم از طرف تو کاملا راحته
ات. بریم ؟
ج. ارع
اون دو سمت مکان مورد نظرشون حرکت کردن و چندمین بعد هم رسیدن اون دو زیر اون همه نور و فلش هایی که تند تند ازشون عکس گرفته میشد مونده بودن و لبخند میزدن این که اونا دست تو دست هم بودن دیگه پاسخ گوی همه چیز بود و اون انگشتری که توی دست ات برق میزد و خودشو نمایان میکرد
بیشترین تیتراژ ها در مورد اون دو قرار بود بشه توی فضای مجازی توی مجله های هفتگی سلبریتی ها
اونا اونا بعد چند تا عکس که به خبرنگار ها داده بودن به داخل سالن رفتن و نشستن
نیمه های شب بود که اونا جایزه هاشون رو گرفته بودن و به خونه برگشته بودن
ات به اتاق خودش رفته بود و جیمین هم به اتاق خودش
هر کی توی اتاق خودش بود و ات بعد این که لباس هاشو عوض کرد و میکاپشو پاک کرد
از اتاقش بیرون رفت و سمت اتاق جیمین رفت
در رو زد و با صدایی که از پشت در اومد در رو باز کرد
ات. بیام
ج. اره بیا
جیمین در حالی که گوشی دست بود و به اینور اونور نگا میکرد جواب ات رو داد
ات. من میخوام حرف بزنم باهات
جیمین روی تخت صاف نشست و با دستش به ات نشون داد که کنارش بشینه
ات توی تخت رفت و رو به روی جیمین نشست
ج. چی شده
ات. من میخوام بگم که الان ممکنه از فروش مارکت و محبوبیتش بین مردم کره واسه من کم بشه
و این که من دوس ندارم حرفای اونا یا هر چیزی که در مورد منو تو به ما میگن روی ما تاثیر بدی بزاره
من میخوام یه زندگی نرمال
داشته باشم مثل یه آدم عادی توی این زمین دوس ندارم هر کاری هر کاری که میکنیم توی چشم اونا باشه میخوام دور از چشم اونا باشه بدون این که توی رسانه هاشون تو پیج هاشون باشه زندگی کنم باهات نمیخوام تاثیری داشته باشه اونا توی زندگی ما
جیمین با یه لبخند جواب ات رو داد
ج. منم همین رو میخوام شاید ممکنه منو تو
- ۳.۱k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط