روی شکمش تصویر رضاشاه را خالکولی کرده بود. بقول قدیمی های

روی شکمش تصویر رضاشاه را خالکولی کرده بود. بقول قدیمی های آن زمان"شاهنشاهی بود" در میدان تره بار تهران حجره داشت. لوتی، اهل دعوا، چندین بار بخاطر درگیری زندانی و حتی به زندان بندرعباس تبعید شده بود. در کودتای ۲۸ مرداد به همراه نوچه‌هایش به خیابان آمد. در شلوغی و بسیج اراذل نقش داشت. وقتی همین رضا پهلوی فعلی بدنیا آمد خیابان بیمارستان محل تولد را بستند و او کار جشن پذیرایی را بر عهده داشت. دومین دسته بزرگ ماه محرم تهران دست او بود.

اما با همین رابطه و قدرت تغییر کرد. وقتی سال ۴۲ سید قیام کرد و بازداشت شد. در تهران دسته بزرگی راه انداخت. ساواک میگفت مقصر اوست! به او گفتند: عکس خمینی را روی عَلم دسته نزن!

بازداشت شد
هیچ گاه سید را ندید
گفتند: توبه نامه بنویس
شاه با توجه به خدمات قبلی تو را می بخشد
قبول نکرد

تیرباران شد
گلوله ها به سینه و شکم او اصابت کرد
همان شکم که تصویر بزرگ رضاخان را خالکوبی کرد. به بازجو میگفت: من به امام حسین خیانت نمیکنم! گفت: چه ربطی دارد؟ ما به امام حسین کار نداریم! علیه خمینی بنویس!!! دوبار تکرار کرد من به امام حسین خیانت نمی کنم!

شهید طیب رضایی

نه امام را دید
نه انقلاب را
نه سر سفره انقلاب بود
نه به جبهه انقلاب آسیب زد
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

۷ مهر ۱۳۶۰-سقوط هواپیمای هرکولس C-130 درحوالی کهریزک تهران- ...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

📣 به مناسبت ۱۷ مهرماه؛ سالگرد تنفیذ حکم دوره اول ریاست‌جمهور...

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

🔺 سرلشکر وحیدی: تداوم حضور آگاهانه در تمام عرصه‌های حساس ملی...

🚨کودتاچیان استارت فتنه ی جدید را زدند، چرا قالیباف فریب کودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط