کاش درد آنقدر کوچک می شد

کاش درد آنقدر کوچک می شد
که پشت میز یک‌کافه ، می نشست
چای می خورد،
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت:
خداحافظ….


#حس_خوب

#سنتور
دیدگاه ها (۲)

من قبلا برای چیزهای بخصوصی دعا میکردمو بعد رفته رفته به این ...

یادت باشه بعضی از "نداشتن‌ها" ،بزرگ‌ترین "داشته‌های" یه آدمن...

کاش همینی بشه که صائب تبریزی میگه:«آرامش است؛ عاقبت اضطراب ه...

دنبا با وجود آدمایی مث تو قشنگه،لطفا ذات خوبتو عوض نکن دوست ...

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ...

قلب های شکسته پارت ۱۰صبح همان روز - میز صبحانه، ساعت هشت و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط