جبر
ساعت ۱۱ شب و من درس ۹ تاریخ را تازه شروع کرده ام. تو اینجایی در خیال من در خیالاتم هر شب تورا به اغوش میکشم ولی اینبار فرق دارد نه که تورا ببوسم نه. بیا چسی وار به این قضیه نگاه کنیم که بعد از اجبار لعنتی از تک تک ماچ و بغل های دنیا هراس دارم و تنم پر از ترومای واگیر دار و سلسه وار است. داشتم میگفتم پنداری تو اینجایی دقیقا همین جا صورتم را کنار صورتت گذاشته ام پنداری ماچی آبدار تو...
ببین چیشده حتی نمیتونم بنویسم حتی نمیتونم ی متن خیالیو بنویسم و ادامه بدم ببین چقدر ترسیده شدم ببین من منعطفو که الان منفعلی بیش نیستم ببینم که دیگه نمیتونم بنویسم نمیتونم بگم ببین من زبون دراز بی تربیتو که در برابر دبیر های حرومی لال شده(._.) بهم میگی اگه به مامانم بگم پشتمو میگیره و منی که حتی درست یادم نمیاد و منتظرم تا سرم خلوت شه و بهش فکر کنم تا جرئیات بیشتری ازش یادم بیاد. جبر نفرت میاره جبر ترس میاره جبر لجاجت میاره جبر هزار تا درد و مرض پشتش قایم کرده من میگم اجبار و جبر توهم بگو اجبار و جبر زبون من به تجاوز عادت نکرده.
ببین چیشده حتی نمیتونم بنویسم حتی نمیتونم ی متن خیالیو بنویسم و ادامه بدم ببین چقدر ترسیده شدم ببین من منعطفو که الان منفعلی بیش نیستم ببینم که دیگه نمیتونم بنویسم نمیتونم بگم ببین من زبون دراز بی تربیتو که در برابر دبیر های حرومی لال شده(._.) بهم میگی اگه به مامانم بگم پشتمو میگیره و منی که حتی درست یادم نمیاد و منتظرم تا سرم خلوت شه و بهش فکر کنم تا جرئیات بیشتری ازش یادم بیاد. جبر نفرت میاره جبر ترس میاره جبر لجاجت میاره جبر هزار تا درد و مرض پشتش قایم کرده من میگم اجبار و جبر توهم بگو اجبار و جبر زبون من به تجاوز عادت نکرده.
- ۱۴۲
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط