#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند

#شب_و_گیسوی_تو_تا_باز_به_هم_پیوستند
من به شبگردی این شهر سیاه آمده ام ،

این همه تند مرو شعر مرا خسته مکن
من که در هر غزلم سوی تو راه آمده ام...
دیدگاه ها (۰)

#در_آغوشت_بگیرم_سرد_سردمدو چشمان سیاهت برق داردولی با رشته ی...

#در_گلویم_غم_صد_چلچله_ی_گریان_است🐬 دور من هیچڪسے جز ؛خود تنه...

#هنوز_در_سفرمخیال می‌کنمدر آب‌های جهان، قایقی استو من - مساف...

#تو_راز_فصل‌ها_را_می‌دانیوقتی پاییزآهنگ رنگ رنگ موهایتتابستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط