شب و روز موهایم رو سپید کردم ز تکرار کلمه تا فهمد که عاشق

شب و روز موهایم رو سپید کردم ز تکرار کلمه تا فهمد که عاشقم،،،، خندید و کف زد و بگفت که ایول پس توهم شاعری.
دیدگاه ها (۹)

چشم من هرگز ندیده آدم بی درد را زندگی رنج مدام است آدم سر سخ...

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم... با دل ها...

هرقدر شب سیاه‌ترفکرها عجیب‌تریادها عمیق‌ترو احساس‌ها رقیق‌تر...

اگه یروزی نوم تو.....

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۲چرا یهو انقدر به فعالیت و م...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۱مین جی پلک زد و شرمنده خندید : را...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۱۰ فصل ۳ ):کفشام؟ لبخند عميقي زد که هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط