Afterglow
پارت پنجاه و یکم — پیشنهادهایی که پشت سر هم آمدند
تا قبل از کمپین شانل، ا/ت معمولاً خودش دنبال قراردادهای بزرگ میرفت.
بعد از آن، قضیه برعکس شد.
ایمیلها یکییکی میآمدند.
یک برند ساعت.
یک خانهی مد ایتالیایی.
یک کمپین لوازم ورزشی.
یک مجلهی بینالمللی.
و یک پیشنهاد برای حضور در یک شو در میلان.
مدیرش تمام صبح در دفتر نشسته بود و یکییکی آنها را باز میکرد.
ـ این یکی رو نمیخوایم.
ا/ت گفت:
ـ چرا؟
ـ مدت قرارداد طولانیه و انحصاریه.
ـ بعدی.
ـ این یکی خوبه.
ـ مبلغ؟
مدیرش عدد را گفت.
ا/ت چند ثانیه فکر کرد.
ـ نه.
ـ چرا؟
ـ سفرهاش زیاده. با مسابقههام تداخل داره.
مدیرش لبخند زد.
ـ بالاخره یکی پیدا شد که فقط پول براش مهم نیست.
ا/ت نگاهش کرد.
ـ پول مهمه.
ـ پس؟
ـ من نمیخوام به خاطر یه قرارداد، قرارداد بهتر بعدی رو از دست بدم.
مدیرش سر تکان داد.
ـ این جواب رو قبول دارم.
ادامه دارد....
تا قبل از کمپین شانل، ا/ت معمولاً خودش دنبال قراردادهای بزرگ میرفت.
بعد از آن، قضیه برعکس شد.
ایمیلها یکییکی میآمدند.
یک برند ساعت.
یک خانهی مد ایتالیایی.
یک کمپین لوازم ورزشی.
یک مجلهی بینالمللی.
و یک پیشنهاد برای حضور در یک شو در میلان.
مدیرش تمام صبح در دفتر نشسته بود و یکییکی آنها را باز میکرد.
ـ این یکی رو نمیخوایم.
ا/ت گفت:
ـ چرا؟
ـ مدت قرارداد طولانیه و انحصاریه.
ـ بعدی.
ـ این یکی خوبه.
ـ مبلغ؟
مدیرش عدد را گفت.
ا/ت چند ثانیه فکر کرد.
ـ نه.
ـ چرا؟
ـ سفرهاش زیاده. با مسابقههام تداخل داره.
مدیرش لبخند زد.
ـ بالاخره یکی پیدا شد که فقط پول براش مهم نیست.
ا/ت نگاهش کرد.
ـ پول مهمه.
ـ پس؟
ـ من نمیخوام به خاطر یه قرارداد، قرارداد بهتر بعدی رو از دست بدم.
مدیرش سر تکان داد.
ـ این جواب رو قبول دارم.
ادامه دارد....
- ۴۹۴
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط