پارت ۵
پارت ۵
رز من
فلش افتر
۳ روز بعد
ماریان
با جیغ از خواب پریدم و عرق کرده بودم نفس نفس میزدم خم شدم و از روی میز کنار تخت قرص اعصابم و برداشتم و بدون اب قورت دادم و خودم و انداختم روی تخت و زیر پتو خودمو جمع کردم
توی این سه روز یعد از عروسی حتی یک شب هم بدون دیدن کابوس های ترک شدن توسط جونگکوک نخوابیدم
انقدر با خودم فکر کردم تا خوابم برد
جونگکوک
سه روز از عروسی گذشته بود من توی این سه روز حتی پنج دقیقه هم از در اپارتمان نیومدم بیرون همش سوجو میخوردم و بعد خودم و قانع میکردم که من به خاطر خودش بود که ترکش کردم ولی حتی مغزمم هم در برابر خودم بود و اول و اخرش طرف ماریان میگرفت اخه مگه میشه کسی رو به خاطر خودش ترک کنی من فقط به خاطر پیشرفت خودم ترکش کردم و بهش وعده ی برگشت دادم در هر صورت همه منو مقصر میدونن حتی خودم...
رز من
فلش افتر
۳ روز بعد
ماریان
با جیغ از خواب پریدم و عرق کرده بودم نفس نفس میزدم خم شدم و از روی میز کنار تخت قرص اعصابم و برداشتم و بدون اب قورت دادم و خودم و انداختم روی تخت و زیر پتو خودمو جمع کردم
توی این سه روز یعد از عروسی حتی یک شب هم بدون دیدن کابوس های ترک شدن توسط جونگکوک نخوابیدم
انقدر با خودم فکر کردم تا خوابم برد
جونگکوک
سه روز از عروسی گذشته بود من توی این سه روز حتی پنج دقیقه هم از در اپارتمان نیومدم بیرون همش سوجو میخوردم و بعد خودم و قانع میکردم که من به خاطر خودش بود که ترکش کردم ولی حتی مغزمم هم در برابر خودم بود و اول و اخرش طرف ماریان میگرفت اخه مگه میشه کسی رو به خاطر خودش ترک کنی من فقط به خاطر پیشرفت خودم ترکش کردم و بهش وعده ی برگشت دادم در هر صورت همه منو مقصر میدونن حتی خودم...
- ۴۲۵
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط