گوشه دفترش نوشته بود ...................................

گوشه دفترش نوشته بودش
به وقت اولین روز تابستانه بدون تو؛
کاملا فراموش شده ای و در خاطرم نیستی،
فقط امروز اتفاقی مداد رنگی دیدم‌‌.!
و به یاد آوردم ..
چقدر آبی دوست داشتی:))
دیدگاه ها (۰)

منظورم از هماهنگی اینه ♡

و تو حتی نمیدونی من وجود دارم:) فشار؟ دارم میرقصم :)

I call you baby

اخه میدونی چیه

چند روز بعدَ از اینکه احساسِ پوچی و پوکی میکردم چند خط کتاب ...

@sahar_winter_girl

بهترین نویسه‌ها همیشه،به دست بهترین آدم‌هاست،🕯ولی،همین خط‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط