عاشقانه های شبنم

گُلی سُرخم که بی‌اندازه از پاییز می‌ترسم
از این پاییز این گُلچینِ بی‌پرهیز می‌ترسم
نبند امّید بر من باغبان، خیلی نمی‌مانم
چنان تُردم که از هر لرزش ناچیز می‌ترسم
تمام خنده‌هایم را تلافی می‌کند دنیا
نپرس از من چرا از خنده‌ی یک‌ریز می‌ترسم
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

.......//برده ی زیبا//.......

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط