یک شب بارونی حدود ساعت سه صبح اذان پخش شد
یک شب بارونی، حدود ساعت سه صبح، اذان پخش شد.
نه بلند، نه واضح… انگار یکی داشت زیر خاک میخوند.
مردم روستا بیدار شدن. همه فکر میکردن یکی شوخی میکنه.
ولی صدا از بلندگوی مسجد میاومد؛ همونی که ده ساله برق نداشت.
چند نفر با چراغ قوه رفتن طرف مسجد.
در بسته بود. قفل سالم.
اما اذان قطع نشد.
صدا که تموم شد، چند ثانیه سکوت مطلق افتاد…
بعد، از بلندگو یه جمله اومد:
«نماز میّت رو آماده کنید… نوبت شماست.»
فرداش صبح، سه نفر از همونهایی که شب رفته بودن مسجد،
بیهیچ مریضی، تو خواب مرده بودن.
از اون شب به بعد، هر وقت قراره یکی تو روستا بمیره،
نیمهشب…
اذان از مسجد متروکه پخش میشه.
و هیچکس دیگه جرأت نمیکنه جوابشو بده.
لایک و کامنت فراموش نشه اصکی فقط با اجازه
#بی تی اس#طنز#بلک پینک#کلیپ#اسمر #ارامش#دابسمش#موزیک#انباکس#کیپاپ#فود#کلیپ فان#mbti#روتین#فکت ترسناک#عجایب#سلنا#اشپزی#غذا#انباکس
#دنس#هوپ استایل#کیوت#انیمیشن
نه بلند، نه واضح… انگار یکی داشت زیر خاک میخوند.
مردم روستا بیدار شدن. همه فکر میکردن یکی شوخی میکنه.
ولی صدا از بلندگوی مسجد میاومد؛ همونی که ده ساله برق نداشت.
چند نفر با چراغ قوه رفتن طرف مسجد.
در بسته بود. قفل سالم.
اما اذان قطع نشد.
صدا که تموم شد، چند ثانیه سکوت مطلق افتاد…
بعد، از بلندگو یه جمله اومد:
«نماز میّت رو آماده کنید… نوبت شماست.»
فرداش صبح، سه نفر از همونهایی که شب رفته بودن مسجد،
بیهیچ مریضی، تو خواب مرده بودن.
از اون شب به بعد، هر وقت قراره یکی تو روستا بمیره،
نیمهشب…
اذان از مسجد متروکه پخش میشه.
و هیچکس دیگه جرأت نمیکنه جوابشو بده.
لایک و کامنت فراموش نشه اصکی فقط با اجازه
#بی تی اس#طنز#بلک پینک#کلیپ#اسمر #ارامش#دابسمش#موزیک#انباکس#کیپاپ#فود#کلیپ فان#mbti#روتین#فکت ترسناک#عجایب#سلنا#اشپزی#غذا#انباکس
#دنس#هوپ استایل#کیوت#انیمیشن
- ۳.۲k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط