توی اون جمعیت یه خانواده بودن که نمیدونستن قراره با هم

توی اون جمعیت ، یه خانواده بودن که نمیدونستن قراره با هم راهی کربلا بشن
اول اسم پدر دراومد... بعد مادر... بعد خواهر...
جمعیت ماتش برده بود. باور کردنی نبود انگار نه قرعه در کار بود، نه شانس. انگار آقا خودش یه خانواده رو کامل صدا میزد.

حالا رفتن کربلا با هم یه جاکنار هم.

خوشا به حال خانوادههایی که آقا خودش جمعشون میکنه.

#کربلا #قرار_بی_قرار #اولین_سفر #قرار_بی_قرار_ها
دیدگاه ها (۷)

⁨قاب های ماندگار از شهید طهرانی مقدم، شهید کاظمی، شهید حاجی ...

⁨"کانال سوئز نه؛ کانال داریوش"▫️دکتر ابراهیمیان، تاریخ پژوه ...

کسی که روز سوم خدمتش ش.د شد!#خبرگزاری_دانشجو #SNNTV

خداحافظ ای بهتر از پدر و مادرم💔..#رهبر #ایران #مداحی #آقا #ع...

⁨⁨قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را...

⁨⁨قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط