توی اون جمعیت یه خانواده بودن که نمیدونستن قراره با هم
توی اون جمعیت ، یه خانواده بودن که نمیدونستن قراره با هم راهی کربلا بشن
اول اسم پدر دراومد... بعد مادر... بعد خواهر...
جمعیت ماتش برده بود. باور کردنی نبود انگار نه قرعه در کار بود، نه شانس. انگار آقا خودش یه خانواده رو کامل صدا میزد.
حالا رفتن کربلا با هم یه جاکنار هم.
خوشا به حال خانوادههایی که آقا خودش جمعشون میکنه.
#کربلا #قرار_بی_قرار #اولین_سفر #قرار_بی_قرار_ها
اول اسم پدر دراومد... بعد مادر... بعد خواهر...
جمعیت ماتش برده بود. باور کردنی نبود انگار نه قرعه در کار بود، نه شانس. انگار آقا خودش یه خانواده رو کامل صدا میزد.
حالا رفتن کربلا با هم یه جاکنار هم.
خوشا به حال خانوادههایی که آقا خودش جمعشون میکنه.
#کربلا #قرار_بی_قرار #اولین_سفر #قرار_بی_قرار_ها
- ۱۰.۹k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط