ایندفعه که عصبانیت کرد به دستهای کوچکش نگاه کن
ایندفعه که عصبانیت کرد، به دستهای کوچکش نگاه کن…
او برای تحمل طوفان خشم تو، خیلی کوچک است.
دنیای او از لالایی و آغوش امن ساخته شده، نه از فریاد و بغضهای ناامن.
چشمهایش هنوز به مهربانی تو اعتماد دارد. نترسانش با لحظهای بیصبری...
یادَت باشد: او از تو یاد میگیرد چگونه دوست بدارد، چگونه ببخشد و چگونه با جهان مهربان باشد...
اگر صدایت را بلند کردی، دل کوچکش در میان ناامنی که با فریادت ساخته ای میلرزد، اما هنوز معصومانه تو را تنها پناه امن خودش میداند.
عزیز من، این طور مواقع کمی مکث کن، نفس بکش… میان همین سکوت میشود دوباره پدر شد، مادر شد، آرامش بخشید،
و آدمی شد که عشق را یاد کودکش میدهد.
#آرام_جان
او برای تحمل طوفان خشم تو، خیلی کوچک است.
دنیای او از لالایی و آغوش امن ساخته شده، نه از فریاد و بغضهای ناامن.
چشمهایش هنوز به مهربانی تو اعتماد دارد. نترسانش با لحظهای بیصبری...
یادَت باشد: او از تو یاد میگیرد چگونه دوست بدارد، چگونه ببخشد و چگونه با جهان مهربان باشد...
اگر صدایت را بلند کردی، دل کوچکش در میان ناامنی که با فریادت ساخته ای میلرزد، اما هنوز معصومانه تو را تنها پناه امن خودش میداند.
عزیز من، این طور مواقع کمی مکث کن، نفس بکش… میان همین سکوت میشود دوباره پدر شد، مادر شد، آرامش بخشید،
و آدمی شد که عشق را یاد کودکش میدهد.
#آرام_جان
- ۱.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط