به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کن

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کن
بجز عشق خودت هر عشق دیگر را حرامم کن

تنم را فتح کن با بوسه ای سکرآور و آن وقت
بلندی های لاهیجان و تهران را به نامم کن

به قله چون رسیدی.، آفتابی شو و از بالا،
فراز آسمانی آبی و روشن سلامم کن!

مرا تا اوج ها بالا ببر… در مه بپیچان و
برانگیزان به رقصی نرم و دنیا را به کامم کن

اگر دیوانه تر می خواهیم، مستم کن ای ساقی!
بریزان و بنوشان و بسوزان و تمامم کن!
دیدگاه ها (۰)

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

@taninبه روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر ع...

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

♥ به روے سینه ے گرمت بخوابانم و رامم ڪنبجز عشق خودت هر عشق د...

به قله چــون رسیـدی.، آفتابی شو و از بالا فــراز آسمانــی آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط