عاشقانه های شبنم

‍ ‍ تـو ثـریـای منی من شهریـارت در غزل
مینشینم سالها چشم انتظارت در غزل
خواستم عشق تو را ازسینه ام بیرون کنم
ناز چشمانت مرا کرده دچارت در غزل
عاجزم تا شرح حالم با قلم عنوان کنم
بیـقرارم ، بیـقرارم ، بیـقرارت در غزل
بـا خیالت در خیـالم عشق بـازی میکنم
مینشینم تا سحر هرشب کنارت در غزل
نم نم باران و من در کوچـه ها با یاد تو 
نیمه شبها تا سحر من اشکبارت در غزل
فال ما باهم نیامد وصل ما ممکن نشد
میـروم ای نازنیـن از روزگارت در غزل
میوه ی ممنوعه هستی بر من ِسنگِ صبور
تا ابد من عاشقانه ، دوست دارت در غزل
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

تـو ثـریـای منی من شهریـارت در غزلمینشینم سالها چشم انتظارت ...

تـو ثـریـای منی من شهریـارت در غزلمینشینم سالها چشم انتظارت ...

تقدیم به جانانم:💐برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق...

شدم محکوم تنهایی ولی جرمم فقط این بودکه هرلحظه دلم بی تاب ان...

عکس های گالری رفیقم

بچه ها یه دیقه خوابیدم نه خوابم برد احساس میکنم مردم زنده شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط