مامان بزرگ یه دعای خیر قشنگی داشت که میگفت

مامان بزرگ یه دعای خیر قشنگی داشت که میگفت؛
"الله سیزی، دنیا یولو یولداشیزدان یاریدسین"
من اونموقع‌ها فقط بلد بودم آمین‌شو برسونم و زیادی توجه نمیکردم، رفته رفته که سنم رفت بالا و رسیدم به زمان درک این جمله، دیدم که چه دعای قشنگ و پرمفهومی برامون میکرده! پیدا شدن یه رفیقِ پایه و باب خُلقیات آدم، واسه سفرِ پر چالشِ این دنیا، پیدا شدن یکی که حتی پیاده طی کردن این مسافرت دور و دراز کنارش از دلچسب‌ترین لحظات باشه و با بودن باهاش خستگی‌ها سر خم کنن! و با همدیگه از صفر واسه رسیدن به صد، تلاش کرد و موقع کم آوردن واسه هم دیگه انگیزه شد،
چقد حس شیرینیه! چقد حس تکرار نشدنییه!
شریک شدن با کسی که موقع تموم شدن این سفر، با رقص آخرین قطره ‌اشک‌های ذوق، بگی از بزرگ‌ترین شانس‌های زندگیِ پر چالشم، قسمت شدن رفیقی مثل تو بود برام! و با اوج خوشبختی، راهی سفر ابدیت بشی...
_ شقایق انتظام
دیدگاه ها (۱۲)

یک جایی توی فیلمِ "ولنتاینِ غمگین" سیندی می ایستد مقابل مردی...

"براتون کسی رو آرزو میکنم که:حامی باشه.کسی که بتونید بدون تر...

"با تو بودن را دوست دارم"گمان نکنم عبارت بهتریبه جز این جمله...

‌     ‌نامه ای به اونی که دوسش دارم :از وقتی که اومدی تو زند...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ²⁰..مکث نسبتا طولانی کردسئو : هم...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط