سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو بلولاک/قفل آبی
موضوع:وقتی قراره باهمدیگه بریم کمپپپپ(خدا به داد برسه . ولی حال میده مهم همینههه)
شخصیت ها:
ا/ت . رین . سائه . ایساگی . هیوری . باچیرا . اوتویا . رئو .ناگی . کایزر . نس
و اینکه ۲ تا پارتش کردم چون طولانی بود و باید بالای ۲۰ تا لایک بوخوره تا پارت ۲ رو آپلود کنم .

پارت ۱
---

🌄 ساعت ۵ صبح —

هوا هنوز تاریکه.
تو با چشم نیمه‌باز ایستادی، کاپشن دستت.

Michael kauser :با چشمای خوابالوش میگه
«حتما باید انقد زود بریم اخههه؟»

Itoshi Rin اخمو:
«کی ایده‌ی ۵ صبح رو داد؟»

Itoshi Sae خونسرد، قهوه دستش:
«هرچی زودتر، بهتر.»

Nagi Seishiro خواب‌آلود:
«من هنوز تو خوابم… منو بکشید عاااا.»

Reo Mikage کیف‌ها رو چک می‌کنه:
«همه‌چی اوکیه، نگران نباشید.»


---

🚐 تو راه — ۶ تا ۸ صبح

اتوبوس/ون پر از صداست.

Bachira Meguru آهنگ می‌ذاره، می‌رقصه رو صندلی.
Isagi Yoichi نقشه مسیر رو نگاه می‌کنه تا یموقع گم نشیم .
Hiori Yo آروم کنار پنجره، موسیقی گوش می‌ده.(اخیییی چقد بچه شبیه منه.همیشه تو سفر همینم )
Chigiri Hyoma موهاشو جمع کرده، از منظره عکس می‌گیره.(ژونن قربون موهات)
Otoya Eita شیطنت:
«کی میاد وسط راه بازی؟»

Ness کنار کایزر نشسته، هی برنامه می‌ریزه.

تو یه لیوان چای گرفتی تو دستت و هدفون رو گردنت ، می‌خندی به این شلوغ بازیاشون.


---

🌲 رسیدن — ۹ صبح

میرسید بلاخره به کمپ . همه جا پر از درختای بزرگ و چمنای سرسبز و گل و بوته های خوشگله .

کایزر: «خب، کمپ اینه!»
رین: «اول چادرها.»
سائه: «بیاید تقسیم کار کنیم .»


---

⛺ زدن چادر — ۹:۳۰ تا ۱۱

رئو + ایساگی نقشه و گره‌ها

رین مثل همیشه ساکت، دقیق

کایزر همش دستور می‌ده

نس همه‌چی رو دوباره چک می‌کنه

ناگی نشسته، نگه‌دارنده‌ی میله‌ها (با غرغر)


ناگی: «این خودش ورزشه…»(مودم مود ناگی)

باچیرا طناب‌ها رو اشتباهی می‌پیچه باعث میشه همه می‌خندن.
چیگیری می‌گه: «آروم، آروم . الان درستش می‌کنم.»


---

🍳 ناهار — ۱۲:۳۰

آشپزی کمپ!

سائه ساده و تمیز (به به آشپز کیبودی)

رئو از دیشب همه‌چیزو فراهم کرده بود که کم و کسری نداشته باشیم

باچیرا ادویه‌ی عجیب یهو میزنه به غذا

اوتویا دزدکی هی غذارو مزه می‌کنه


کایزر: «کی دوباره نمک ریخت؟»
همه به باچیرا نگاه می‌کنن.

---

⚽ بعدازظهر — ۲ تا ۵

بازی، پیاده‌روی، عکس.

ایساگی برنامه بازی رو میچینه

رین مثل همیشه رقابتیه

هیوری به پاس‌های نرم میده

ناگی با کمترین حرکت، بهترین نتیجه (نابغس دیگه)


تو کنار زمین تشویق می‌کنی و بعضیا به شوخی غر می‌زنن.


---

🔥 غروب — ۶ تا ۸

آتش روشنه. هوا خنکه.

کایزر داستان بزرگ‌نمایی‌شده تعریف می‌کنه.
نس با ذوق تأیید.
سائه بدبخت اروم یجا نشسته وگوش می‌ده، کم‌حرف.
رین به شعله‌ها زل زده. و مثل داداشش میمونه .
باچیرا سایه‌بازی درمیاره.
چیگیری کنار تو می‌شینه، پتو می‌ده:
«بیا . سردت نشه .»


---

🌙 شب داخل چادرها — ۱۰ به بعد

تقسیم چادر:

چادر شلوغ: باچیرا، اوتویا، ناگی (خنده و غرغر)

چادر آروم: سائه، هیوری، ایساگی

چادر رقابتی: رین، کایزر، نس

تو بین چادرها رفت‌وآمد داری.


از چادر شلوغ صدا میاد:
ناگی: «بخوابیدددد…»
باچیرا: «نههه نه نههه!»

از چادر رقابتی:
کایزر: «فردا زود بیدار میشید !»
رین: «تو خودت ساکت شو.»

---

🌌 آخر شب — سکوت

ستاره‌ها بالان.
کمپ آروم می‌شه.

سائه آروم می‌گه:
«روز خوبی بود.»

تو لبخند می‌زنی.
همه خسته، ولی راضی.
تا اینکههههه...

خب خب پایان پارت ۱
ببخشید درخواستیارو نزاشتم حتمااا امتحان فرادامو بدم تموم شه بعدش شروع میکنم به گذاشتن درخواستیاتون .
~☆لایک و کامنت و فالو فراموش نشهههه~☆
~♡اسکیییی؟؟؟نوچ نوچچچچچچ♡~
دیدگاه ها (۱۲)

سناریو بلولاک/قفل آبی

عزیزاننننن درخواستیاتونو تو کامنتا با شخصیت و موضوعش بگید تا...

کایزر ♾️ ایساگی اگه از اکسپلور میای یه سر به پیج بزن 🗣🙏 ...#...

ناگی💀 vs ایساگی🧩.. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .....

ناگی ⚽️💥......#انیمه #مانگا #ژاپنی #مانهوا #بلو_لاک #ایساگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط