spanish girl:38
______----ویو لیلی-----_______
دنیل رفت اتاق کار عمو
افف دختره چته چرا انقدر خجالت میکشی من که دختر خجالتی نبودم خودت رو جمع کن
به امیلی خیره شدم دیدم داره ازم عکس میگیره
-چرا داری ازم عکس میگیری ؟
☆ برای یادگاری ، سرخی لپت وقتی دنیل باهات لاس میزنه ، به بچه هاتون نشونش میدم
بازم سرخ شدمم واییییییییییی چته دختر ؟
بچه هاتون ، احح کدوم بچه ؟
- امیلی حذفش کن سریع
یهو صدایی از پشت احساس کردیم
○ لیلی دخترم ساعت چند میرین ؟
وایی خاک به سرم یادم نبود ۲ ساعت دیگه پرواز داریم
-وایی عمه رز. ساعت ۲ پرواز داریم باید برم آماده بشم
با سرعت رفتم بالا و رفتم اتاقم و یه دست لباس مشکی و چری برداشتم شلوارمشکی و با تاب مشکی و کت چرم چری و اکسستوری طلایی. (اسلاید دوم ) موهام رو بلند بستم. و ضد آفتاب زدم یه خط چشم کشیدم. با یکم رژگونه و یه رژ قرمز و در آخر عطر همیشگیم
وایی اصلا نفهمیدم چطور آماده شدم کیف چری ام هم برداشتم که یهو دنیل اومد تو
بهم خیره شد و خشکش زد
-چطور شدم ؟
+میدرخشی
لبخند بزرگی زدم
-خوبه پس ، من میرم بیرون تو هم آماده شو پایین منتظرم
رفتم پایین و روی کاناپه همه مون نشسته بودیم به جز نیکولاس
بلخره دنیل هم اومد یه شلوار مشکی با پیراهن مشکی و کراوات چری
لباسمون تقربیا ست بود
بعد از خدافظی. راه افتادیم به سمت فرودگاه
و بعد ۲ ساعت سوار هواپیما شدیم و روی صندلی vip نشستیم من خوابم برد و وقتی بیدار شدم و رسیدیم به شهر هونولولو(اسلاید سوم )
هونولولو پایتخت هاوایی ای دلم واقعا برای اینحا تنگ شده بود خیلی خوشگله
-دلم برای اینجا تنگ شده بود خیلی خوشگله و از همه بیشتر دلم برای آب و هواششش (دستمو باز کردم مثل مال تایتانیک )
دنیل بهم خیره شد بود با اون لبخند آب کننده اش
+آره خیلی خوشگله (لبخند)
الان منظورش منم. بیخیال
-خب بهتره بریم سمت هتل باید ساعت ۷ جشنواره باشیم (طفره)
سوار ماشین که دنیل اجاره کرده بود شدیم هردومون ساکت بودیم
بعد از نیم ساعت رسیدیم هتل هیلتون (یه هتل توی هونولولو )
رفتیم تو و یه مرد سیاه پوست و چند پیش خدمت به استقبالمون اومد
&آقای سالان و خانم سالان خیلی خوش اومدید به هتل ما. خیلی ممنونم که مارو انتخاب کردین از این طرف لطفا
اتاق شماره ۱۵ که مخصوص بود رفتیم
- قرار. باهم اینجا بمونیم ؟
+مگه زن و شوهر وقتی میرن هتل توی یه اتاق نمیخوابن ؟
-باشه پس
رفتیم تو وایی اینجا رو ، خیلی خوشگله اتاق
چون فقط یه ساعت وقت داریم لباسم رو عوض کردم دنیل هم بیرون داشت با یکی صحبت میکرد خیلی مشکوک بود
.................................................................
ادامه دارد
شرط : ۲۰ لایک
.
دنیل رفت اتاق کار عمو
افف دختره چته چرا انقدر خجالت میکشی من که دختر خجالتی نبودم خودت رو جمع کن
به امیلی خیره شدم دیدم داره ازم عکس میگیره
-چرا داری ازم عکس میگیری ؟
☆ برای یادگاری ، سرخی لپت وقتی دنیل باهات لاس میزنه ، به بچه هاتون نشونش میدم
بازم سرخ شدمم واییییییییییی چته دختر ؟
بچه هاتون ، احح کدوم بچه ؟
- امیلی حذفش کن سریع
یهو صدایی از پشت احساس کردیم
○ لیلی دخترم ساعت چند میرین ؟
وایی خاک به سرم یادم نبود ۲ ساعت دیگه پرواز داریم
-وایی عمه رز. ساعت ۲ پرواز داریم باید برم آماده بشم
با سرعت رفتم بالا و رفتم اتاقم و یه دست لباس مشکی و چری برداشتم شلوارمشکی و با تاب مشکی و کت چرم چری و اکسستوری طلایی. (اسلاید دوم ) موهام رو بلند بستم. و ضد آفتاب زدم یه خط چشم کشیدم. با یکم رژگونه و یه رژ قرمز و در آخر عطر همیشگیم
وایی اصلا نفهمیدم چطور آماده شدم کیف چری ام هم برداشتم که یهو دنیل اومد تو
بهم خیره شد و خشکش زد
-چطور شدم ؟
+میدرخشی
لبخند بزرگی زدم
-خوبه پس ، من میرم بیرون تو هم آماده شو پایین منتظرم
رفتم پایین و روی کاناپه همه مون نشسته بودیم به جز نیکولاس
بلخره دنیل هم اومد یه شلوار مشکی با پیراهن مشکی و کراوات چری
لباسمون تقربیا ست بود
بعد از خدافظی. راه افتادیم به سمت فرودگاه
و بعد ۲ ساعت سوار هواپیما شدیم و روی صندلی vip نشستیم من خوابم برد و وقتی بیدار شدم و رسیدیم به شهر هونولولو(اسلاید سوم )
هونولولو پایتخت هاوایی ای دلم واقعا برای اینحا تنگ شده بود خیلی خوشگله
-دلم برای اینجا تنگ شده بود خیلی خوشگله و از همه بیشتر دلم برای آب و هواششش (دستمو باز کردم مثل مال تایتانیک )
دنیل بهم خیره شد بود با اون لبخند آب کننده اش
+آره خیلی خوشگله (لبخند)
الان منظورش منم. بیخیال
-خب بهتره بریم سمت هتل باید ساعت ۷ جشنواره باشیم (طفره)
سوار ماشین که دنیل اجاره کرده بود شدیم هردومون ساکت بودیم
بعد از نیم ساعت رسیدیم هتل هیلتون (یه هتل توی هونولولو )
رفتیم تو و یه مرد سیاه پوست و چند پیش خدمت به استقبالمون اومد
&آقای سالان و خانم سالان خیلی خوش اومدید به هتل ما. خیلی ممنونم که مارو انتخاب کردین از این طرف لطفا
اتاق شماره ۱۵ که مخصوص بود رفتیم
- قرار. باهم اینجا بمونیم ؟
+مگه زن و شوهر وقتی میرن هتل توی یه اتاق نمیخوابن ؟
-باشه پس
رفتیم تو وایی اینجا رو ، خیلی خوشگله اتاق
چون فقط یه ساعت وقت داریم لباسم رو عوض کردم دنیل هم بیرون داشت با یکی صحبت میکرد خیلی مشکوک بود
.................................................................
ادامه دارد
شرط : ۲۰ لایک
.
- ۱۲۵
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط