مگر هنوز به خاطر تو را خیال من است

مگر هنوز به خاطر ،‌ تو را خیال من است
که هر کجا به زبان تو شرح حال من است ؟

عجب ز اینه ی قلب تو ، که در آن نقش
ز بعد رفتن من ، باز هم خیال من است

رضا و مهر تو نارم که جام زهر فراق
برابر تو ، به از شربت وصال من است

رسید شعر تو و گوشم آشنایی داشت
به نغمه یی که ز مرغ شکسته بال من است

اگرچه سوخت چو پروانه بال تو ای دوست
چو شمع سوخته تا صبح نیز حال من است

شنیده ام که ز دوری ، هنوز رنجوری
اگر چه رنج و غمت مایه ی ملال من است

ولی نهفته نماند که ضمن دلتنگی
خوشم که باز به خاطر ،‌ تو را خیال من است...🦋🦋


جز یادعزیزت مرا هم نفسی نیست
عزیزترینم❤🌹❤

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تو اتفاق قشنگی میان صحبت صبح شبیــه بــارش بــاران، شبیــه ر...

دوباره صبح، با امید آمدبه دیدار جهان، خورشید آمددوباره خواند...

آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمتبی دل و بیخودت کنم در دل...

تقدیم به حضرت دلدار:❤🌹❤خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشمنگرانم ...

به هوای تو دلم بال و پرش را نشکست/پر زد و باز در آن کنج، کنا...

دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌استهزار و چارصد و پنج، سال د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط