"چند پارتی "
"چند پارتی "
......
p.1
ان شب، هیچکس به این فکر نمیکرد که رابطه ا.ت و جونگکوک واقعا تمام شده باشد .
اونا سال ها کنار هم بودن؛ دو ایدل مشهور
که میلیون ها نفر میشناختندشان .
اما رابطه شان را همیشه از چشم مردم دور نگه میداشتند
نه برای اینکه خجالت میکشیدند ؛
فقط میخواستند چیزی که بینشان بود متعلق به خودشان بماند.
تا اینکه یک شب ...
همه چیز خراب شد.
یک بحث طولانی
چند حرف اشتباه
و در نهایت ، غروری که به هیچ کدام اجازه نداد کوتاه بیایند.
دختر با چشمان پر اشک و صدایی که میلرزید گفت :
-"تو همیشه همینجوری فکر میکنی ...دیگه نمیتونم "
جونگکوک نفسش را بیرون داد
سرش را بالا اورد ، نگاهش سرد بود
-"باشه! پس بیا تمومش کنیم ...."
فقط همین .
نه خدافظی درستی وجود داشت
نه فرصتی برای اینکه یکی شان برگردد و بگوید منظورش این نبوده
قطره اشک دیگری از چشمان دختر روی گونه اش جاری شد .
بعد از رفتن جونگکوک همانجا ماند و به رفتن او تا جایی که کاملا دور شود نگاه کرد
رابطه ای چند سال ها ساخته بودند ، با چند جمله فرو ریخت .
[ادامه دارد ....]
بعد از مدت ها فیک گذاشتم
یه حمایت نمیکنی؟
......
p.1
ان شب، هیچکس به این فکر نمیکرد که رابطه ا.ت و جونگکوک واقعا تمام شده باشد .
اونا سال ها کنار هم بودن؛ دو ایدل مشهور
که میلیون ها نفر میشناختندشان .
اما رابطه شان را همیشه از چشم مردم دور نگه میداشتند
نه برای اینکه خجالت میکشیدند ؛
فقط میخواستند چیزی که بینشان بود متعلق به خودشان بماند.
تا اینکه یک شب ...
همه چیز خراب شد.
یک بحث طولانی
چند حرف اشتباه
و در نهایت ، غروری که به هیچ کدام اجازه نداد کوتاه بیایند.
دختر با چشمان پر اشک و صدایی که میلرزید گفت :
-"تو همیشه همینجوری فکر میکنی ...دیگه نمیتونم "
جونگکوک نفسش را بیرون داد
سرش را بالا اورد ، نگاهش سرد بود
-"باشه! پس بیا تمومش کنیم ...."
فقط همین .
نه خدافظی درستی وجود داشت
نه فرصتی برای اینکه یکی شان برگردد و بگوید منظورش این نبوده
قطره اشک دیگری از چشمان دختر روی گونه اش جاری شد .
بعد از رفتن جونگکوک همانجا ماند و به رفتن او تا جایی که کاملا دور شود نگاه کرد
رابطه ای چند سال ها ساخته بودند ، با چند جمله فرو ریخت .
[ادامه دارد ....]
بعد از مدت ها فیک گذاشتم
یه حمایت نمیکنی؟
- ۴.۴k
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط