عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

درست مثل صبح بموقع می‌آیی
بیدارم میکنی
و خیالت را مثل آفتاب بر من می تابانی
و
دل زندگی را به بودنت گرم میکنی
دستهایت را حس میکنم
گرم وصمیمی
پر از عطر دوست‌داشتن
از همان دوستداشتنهایی که
همه آرزوشو دارن
دستهایی که جز خلوت من
به جلوت هیچ کس گره نمی‌خورد
حس و حال خانه پر از صمیمیت می‌شود
انگار دیوارها هم پنجره ها را در آغوش
میفشارند
و بوسه بوسه
مهر...

اصلا
تو خود نوری
روشنایی وجیهی که
از زلالی چشمه ها روشن‌تری

من همه ی حواسم
به چشمهای توست
که به کدام سو خیره میشوی
تا آنجا را ضریح دلم قرار داده
و رشته ی جانم را ببندم  به دخیل
نگاهت
تو آنقدر مقدسی
که خیالت هم بوی
ایمان میدهد
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

🌷💙 درست مثل صبح بموقع می‌آییبیدارم میکنیو خیالت را مثل آفتاب...

یکبار دیگر اگر تورا در آغوش بکشمخیلی چیزها با گذشته فرق خواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط