ادیت خودم

ادیت خودم

ادیت خودم
کپی رایت ممنوع
کپی سناریو ممنوع
#سناریو
موری: پس یک بار دیگه مرور میکنیم، چویا فقط به خاطر اینکه دازای مجبورش کرد به مافیا پیوست و اون همه ریسکو به جون خرید
پس یه بار دیگه مرور میکنیم اکوتاگاوا رو همه پس زدن، و تنهاش گذاشتن، ولی اکوتاگاوا برای اتسوشی و دازای همه کار کرد

پس یه بار دیگه مرور میکنیم چویا با اینکه عاشق دازای بود اما اون خودش بود که توی سلول مهبت دار ها به دازای شلیک کرد و اون کشت
پس یه بار دیگه مرور میکنیم، کنجی از همه قوی تر بود، ولی چون قلب مهربونی داشت و گاردشو اورد پایین مرد...

پس یه بار دیگه مرور میکنیم دازای به چویا خیانت کرد و از مافیا رفت اما چویا باز هم به اون اعتماد کرد
اینجا جایی که آزادی تنها با صدای یک تفنگ و یک قربانی میتونه تبدیل به واقعیت بشه... "ما بهش میگیم یوکاهاما"
اینجا جایی که استعداد (همون محبت بانگو) هم میتونه نفرین باش هم میتونه هدیه باش
ما بهش میگیم "سگ های ولگرد بانگو"
دیدگاه ها (۸)

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

با من بمان دازای : من دیگه نمیتونم ااهههآتسوشی: الاناست که ...

ابلیس

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۷🌸چویا:پس....اگه من پسر بزرگ خاندان اصل...

رمان چهارم پارت دوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو دازای * چ...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

ابلیس

part:۸

ابلیس

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط