"Love"
"Love"
GHAPTER:¹
PART:¹¹
"ویو ته"
ساعت⁷رسیدم فرودگاه....
داشتم دنبال کوکی میگشتم...دیدم
با اون دختره جنا..گرم گرفته...
ته:جونگکوک....(با تعجب)
کوک:بله😁
ته:اوم بیا کارت دارم....
کوک:باشه..
"ویو انیا"
وایی بلاخره رسیدم ساعت ⁷/⁵
انی:جنااااا
جنا:انیی کجایی تو
انی:وای وای ترسیدم نرسم(نفس زنان)
"ویو تو هواپیما"
انی:داظتم شماره قندلیمو پیدا میکردم شمارهی ۱۱ اها پیدا کردمش
چییی یعنی چی کنار این(کنار تهیونگ)
ببخشید مهماندار
مه:بله خانم
انی:میشه صندلیمو عوض کنم
مه:نه خانم نمیشه
انی:اوف
"ویو انیا"
تا مسخوایتم بشینم رو صندلی ته بلند شد رفت ......
ایش .....داشتم چمدونمو میزاشتم که قدم نمیرسید هرکاری میکردم
...... یک دست بالا تر از دستم اومد...چمدون رو گذاشت تو کمد بالا صندلی....برگشتم که دیدم تهیونگه
انی:م..ر..سی(با لکنت)
ته:(سرشو تکون میده میره میشینه)
¹⁰مین بعد
چشمای انی داشت بسته میشد .
..تهیونگم خواب بود دیگه نتونست تحمل بیاره.....
چشماشو بست... و روی شونهی تهیونگ فرود اومد ...تهیونگم سرشو روی سر انی گذاشت.....
"ویو جنا"
وقتی ابن صحنه رو دیدم پشمام..... ریخت چقدر ناز بودن....
رفتم دنبال کوکی...(جونگکوک و جنا یواشکی رل زده بودن)
جنا:جونگکوک جونگکوک هی باتوعم...
کوک:ها بله چیشد کی مرد.....
جنا دست کوک رو کشید برد سمت صندلی...تهوانیا...
جنا طوری که انی بیدار نشه موهای انی رو کنار داد...
جونگکوکم با خندهی زیرلبی ازشون چندتا عکس گرفت که....
-------------------------------------
خب بچه ها چطور شد¿
حمایت¿
پارت بعد رو گذاشتم شزط میزارم😝
GHAPTER:¹
PART:¹¹
"ویو ته"
ساعت⁷رسیدم فرودگاه....
داشتم دنبال کوکی میگشتم...دیدم
با اون دختره جنا..گرم گرفته...
ته:جونگکوک....(با تعجب)
کوک:بله😁
ته:اوم بیا کارت دارم....
کوک:باشه..
"ویو انیا"
وایی بلاخره رسیدم ساعت ⁷/⁵
انی:جنااااا
جنا:انیی کجایی تو
انی:وای وای ترسیدم نرسم(نفس زنان)
"ویو تو هواپیما"
انی:داظتم شماره قندلیمو پیدا میکردم شمارهی ۱۱ اها پیدا کردمش
چییی یعنی چی کنار این(کنار تهیونگ)
ببخشید مهماندار
مه:بله خانم
انی:میشه صندلیمو عوض کنم
مه:نه خانم نمیشه
انی:اوف
"ویو انیا"
تا مسخوایتم بشینم رو صندلی ته بلند شد رفت ......
ایش .....داشتم چمدونمو میزاشتم که قدم نمیرسید هرکاری میکردم
...... یک دست بالا تر از دستم اومد...چمدون رو گذاشت تو کمد بالا صندلی....برگشتم که دیدم تهیونگه
انی:م..ر..سی(با لکنت)
ته:(سرشو تکون میده میره میشینه)
¹⁰مین بعد
چشمای انی داشت بسته میشد .
..تهیونگم خواب بود دیگه نتونست تحمل بیاره.....
چشماشو بست... و روی شونهی تهیونگ فرود اومد ...تهیونگم سرشو روی سر انی گذاشت.....
"ویو جنا"
وقتی ابن صحنه رو دیدم پشمام..... ریخت چقدر ناز بودن....
رفتم دنبال کوکی...(جونگکوک و جنا یواشکی رل زده بودن)
جنا:جونگکوک جونگکوک هی باتوعم...
کوک:ها بله چیشد کی مرد.....
جنا دست کوک رو کشید برد سمت صندلی...تهوانیا...
جنا طوری که انی بیدار نشه موهای انی رو کنار داد...
جونگکوکم با خندهی زیرلبی ازشون چندتا عکس گرفت که....
-------------------------------------
خب بچه ها چطور شد¿
حمایت¿
پارت بعد رو گذاشتم شزط میزارم😝
- ۳.۷k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط