حاجی داشتیم شام میخوردیم بعدش حرف از مدرسه شدو کلا بحث ک

حاجی داشتیم شام می‌خوردیم بعدش حرف از مدرسه شدو کلا بحث کردیم
بعدش خیلی بی دلیل بابام برگش گف سرتو بکن تو ماست
به هیچ دردم نخوردی...
کم مونده بود گریه کنم، اصن...
بعدش الان نشستم دارم فک میکنم چجوری به دردشون بخورم؟
ناموسا چجوری باید به درد خانوادم بخورم؟
گفتن این لباسو بپوش گفتم چش
گفتن با فلانی نگرد گفتم چش
گفتن فلان کارو نکن گفتم چش
دیه نمی‌دونم چی بگم...
اگر فرضیه ای چیزی دارین بگین
دیدگاه ها (۷۱)

ولی ماهرخ وقتی با میلاد بود خیلی شاد ترو کیوت تر بود💔💔💔ماهرخ...

ولمکنین می‌خوام فیک بنویسمپارت اولو معرفیش حاضره💔💔تو همین پی...

تازگیا رو ایشون کراش زدممخصوصا رو اسلاید اول💔💔صورتش خیلی ناز...

ثوبحان الله پیکمی شدم💔راه درمان نداره؟💔ذات لایک به اینه که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط